رفتن به محتوای اصلی

چگونه نظریه منشأ نفت، دانشمند مشهوری را به گولاگ سوق داد

кудрявцев
© Pixabay/ Общественное достояние

نویسنده اصلی تئوری منشاء زیست زایی نفت، نیکولای کودریائفتسف، دهه ها را صرف مبارزه با «نخبگان زمین شناسی» کرد و ثابت کرد که نفت از منابع غیر بیولوژیکی کربن و هیدروژن در اعماق پوسته و گوشته زمین می آید. او سال‌ها به خاطر کارش در اردوگاه‌ها حضور داشت، اما این مفهوم در سراسر جهان رایج شد و در نهایت دیدگاه تثبیت شده از آینده بشر را تغییر داد.

بر اساس نظریه فیلسوف علم معروف توماس کوهن، توسعه علم یک فرایند تدریجی در حال تکامل از انباشت دانش در راه رسیدن به حقیقت نیست، بلکه پدیده ای است که از میان انقلاب های دوره ای می گذرد که در اصطلاح او «تغییر پارادایم» نامیده می شود. او گفت: «وقتی پارادایم‌ها تغییر می‌کنند، خود جهان نیز با آنها تغییر می‌کند. با پارادایم، دانشمند منبع روش ها، موقعیت های مشکل و استانداردهای راه حل پذیرفته شده توسط جامعه علمی در حال حاضر را درک می کند.

جغرافیدان الکساندر فون هومبولت و دیمیتری مندلیف اولین کسانی بودند که منشأ نفت حاصل از پوسیدگی موجودات زنده باستانی و پوشش گیاهی را زیر سوال بردند. شیمیدان مشهور معتقد بود که در طی فرآیندهای کوه سازی از طریق شکاف ها و شکستگی های پوسته زمین، آب به عمق زمین نفوذ می کند و در آنجا با کاربیدهای آهن برخورد می کند. در نتیجه اکسیدهای آهن و هیدروکربن هایی مانند اتان تحت تأثیر دما و فشار محیط تشکیل می شوند. مواد حاصل از طریق همان گسل ها به لایه های بالایی پوسته زمین می روند و سنگ های متخلخل را اشباع می کنند. به این ترتیب ذخایر گاز و نفت تشکیل می شود.

менделеев
© Общественное достояние

علیرغم این واقعیت که مندلیف نظریه خود را در آزمایشگاه ها تأیید کرد، بسیاری از زمین شناسان آن زمان آن را رد کردند و دیمیتری ایوانوویچ همان "تغییر پارادایم" را در مسائل مربوط به منشأ نفت آغاز نکرد. سپس "نئوگرانیک ها" به جمع آوری حقایق و استدلال ادامه دادند ، اما برای مدت طولانی از نظر محبوبیت نسبت به مفهوم ارگانیک پذیرفته شده عمومی پایین تر بودند. دانشمندی که توانست این مانع را بشکند و بر دگماتیسم در زمین شناسی نفت غلبه کند، نیکولای الکساندرویچ کودریاوتسف بود.

او در 21 اکتبر 1893 در شهر Opochka در استان Velikolukskaya به دنیا آمد. پدرش تاجر بود و از خانواده ای ثروتمند بود. او به طور گسترده در سراسر اروپا سفر کرد و سعی کرد چیزی را از خود و فرزندانش انکار نکند. نیکولای تحصیلات درخشان ژیمناستیک را دریافت کرد ، از کودکی به تنیس ، اسب سواری و عکاسی مشغول بود.

در سال 1911، نیکولای در St. موسسه معدن پترزبورگ، در بخش اکتشافات زمین شناسی. معلمان او بنیانگذار مؤسسه دیرینه شناسی آکادمی علوم اتحاد جماهیر شوروی، الکسی بوریسیاک بودند. رئیس مؤسسه و رئیس Geolkom دیمیتری مشکتوف؛ بنیانگذار پتروشیمی، الکساندر زواریتسکی؛ و رئیس کمیسیون دولتی ذخایر معدنی، نیکولای سویتالسکی. بدون شک صداقت بالا در مسائل علمی و اعتماد به قضاوت های او در اصل توسط دانشمندانی در این سطح در او پرورش یافته است.

горный университет
© Форпост Северо-Запад / Горный институт императрицы Екатерины

در طول جنگ جهانی اول، نیکولای الکساندرویچ در کیف، و از آغاز انقلاب اکتبر، در بخش اول اداره ساخت و ساز نظامی 2 در پتروگراد خدمت کرد. او تنها در سال 1920 به دانشگاه خود بازگشت. در همان سال مرد جوان برای کار در کمیته زمین شناسی رفت. این بهترین مدرسه برای زمین شناسان بود: علم در آنجا حاکم بود و کارمندان جوان مورد توجه همکاران ارشد قرار گرفتند. بنابراین، کودریاوتسف در خدمه زمین شناسی، تحت هدایت ایوان گوبکین افسانه ای و استفان چارنوکی، که بعدها رئیس انجمن زمین شناسی لهستان شد، کار کرد.

کل روش تحقیق نیکولای الکساندرویچ را می توان به دو دوره تقسیم کرد: تجربی و بنیادی.

اولین مورد به انباشت تجربه و حل مسائل مختلف زمین شناسی نفت اختصاص داشت که اغلب مشکلات عملی منطقه ای مربوط به ظرفیت باربری نفت یک منطقه یا منطقه دیگر بود. حدود 25 سال به طول انجامید و در این مدت دانشمند با موفقیت کارهای زمین شناسی را در قفقاز شمالی، آسیای مرکزی، ساخالین، ماوراء قفقاز، سیبری غربی، کشورهای بالتیک، منطقه لنینگراد و در مناطق شمال غربی کشور ما انجام داد.

به عنوان مثال، در سال 1924 این متخصص جوان در کوه های سیاه در جنوب گروزنی کار می کرد. در آنجا او منطقه تاش کالا را به تفصیل ترسیم کرد و یک سازه نفتی مطلوب را شناسایی کرد و آن را برای حفاری عمیق توصیه کرد. چاه هایی که پس از جنگ بزرگ میهنی حفر شدند، فواره های نفتی غنی تولید کردند. در حال حاضر این میدان نقش مهمی در تولید کل گروزنفت دارد. پیش بینی مثبت مهندس معدن نیز مانند بسیاری دیگر تایید شد.

در سال 1926، نیکولای الکساندرویچ منشی بخش نفت Geolkom شد، که نشان دهنده شناخت کامل نسل قدیمی کودریاوتسف به عنوان یک زمین شناس نفتی با تجربه است.

در سال 1929 او یکی از بنیانگذاران مؤسسه تحقیقات نفت اتحادیه (در حال حاضر VNIGRI) شد که بر اساس بخش نفت Geolkom تأسیس شد. در میان تمام زمین شناسانی که به ساختار جدید پیوستند، او یک موقعیت پیشرو داشت و اغلب به عنوان رئیس هیئت اعزامی منصوب می شد.

внигри
© vnigri.spb.ru

برای اولین بار در آثار خود نیکولای الکساندرویچ به طور اتفاقی به پیدایش نفت در دهه 30 اشاره کرد. او در وجود سازندهای نفتی برای منطقه گرجستان مورد مطالعه خود تردید داشت و با مطالعه چشم انداز نفت خیز کانسارهای مزوزوئیک، در مورد تشکیل نفت در آنها نوشت که این سؤال چندان روشن نیست. وی در زمانی که همه دانشمندان کشور کورکورانه به فرضیه بیوژنیک تشکیل هیدروکربن ها متقاعد شده بودند، تاکید کرد که نباید از نظریات دیگر به ویژه نظریه غیرآلی غافل شد. او به این فکر می کرد که آیا نفت، مانند آتشفشان های گلی، به عمق درونی زمین مربوط نیست؟

کم کم این تفکر در سخنرانی ها و مقالات او با وضوح بیشتری طنین انداز شد. کودریاوتسف فرضیه مندلیف را که مدت ها فراموش شده بود احیا کرد و آن را در سطحی بسیار بالاتر اصلاح کرد. تجدیدنظر جسورانه او در دیدگاه نفت به عنوان یک ماده آلی و تاکید بر ماهیت زیربنایی آن موجی از خشم زمین شناسانی را که سمت های اداری در موسسات تحقیقاتی و وزارتخانه های خط داشتند، برانگیخت. به رسمیت شناختن ایده های او برای آنها به معنای فروپاشی قدرت به معنای نگرش هایی بود که در جهت اکتشاف و اکتشاف نفت و گاز داشتند. یکی از مخالفان اصلی این نظریه، ایوان گوبکین، رئیس وقت سایوزگئولوگورازودکا و مدیر مؤسسه مواد معدنی قابل احتراق آکادمی علوم اتحاد جماهیر شوروی بود. این وضعیت برای مقامات زمین شناسی خطرناک می شد - ایده های کودریاوتسف باید خنثی می شد.

در دهه 1930، نیکولای الکساندرویچ به عنوان دشمن مردم سرکوب شد. در بیشتر گزارش های زندگی نامه این دانشمند اطلاعاتی در این مورد وجود ندارد. او چندین سال را در اردوگاه های استالین گذراند و حتی پس از آزادی برای مدت طولانی از اقامت در شهرهای بزرگ کشور منع شد.

با این حال، این نه تنها اراده مهندس معدن را شکست، بلکه آن را تقویت کرد.

هنگامی که جنگ بزرگ میهنی شروع شد، کودریاوتسف قبلاً در لنینگراد بود. در ژوئیه 1941 او توسط موسسه به اوفا و سپس به کوکچتاو فرستاده شد. در سال 1944 به دعوت وزارت او به مسکو و در سال 1946 - به لنینگراد نقل مکان کرد.

در طول سال ها او مقدار زیادی از مطالب واقعی در مورد ویژگی های ساختار تقریباً هر منطقه نفت خیز اتحاد جماهیر شوروی جمع آوری کرده است. دانش عمیق باعث شد چارچوب مطالعات منطقه ای بسته شود. بدین ترتیب دوره دوم فعالیت علمی کودریاوتسف آغاز شد که مشخصه آن گذار به تحقیقات نظری جدی بود.

внигри
© vnigri.spb.ru/ Работа во ВНИГРИ

کودریاوتسف فرضیه ماگمایی خود را در مورد منشاء نفت ایجاد کرد. هد استدلال می کند که در گوشته زمین تحت فشار و در دمای بالا، رادیکال های CH، CH2 و CH3 از کربن و هیدروژن تشکیل می شوند. آنها در ماده گوشته از ناحیه پرفشار به ناحیه کم فشار حرکت می کنند. هیدروکربن ها در مناطق کمتر گرم شده با بالا رفتن به لایه های پوسته با یکدیگر و با هیدروژن واکنش داده و نفت را تشکیل می دهند. سپس مایع حاصل می تواند به صورت عمودی و افقی از طریق شکستگی های سنگ حرکت کند و در تله ها جمع شود.

نیکولای الکساندرویچ علاوه بر مشکل منشأ نفت، الگوهای توزیع فضایی نفت در بخش را به تفصیل مطالعه کرد و قانون مهم توزیع عمودی سیالات نفت را استنباط کرد. وی تصویر واضحی از تشکیل ذخایر نفت و گاز ترسیم کرد و به این نکته توجه کرد که ذخایر زیادی در زیر پهنه های گسل های عمیق پوسته زمین یافت می شود. گسل‌های عمیق نه تنها ساختارهای مطلوبی برای انباشت نفت و گاز ایجاد می‌کنند، بلکه مسیرهایی هستند که فرآیند مهاجرت هیدروکربن‌ها از روده‌های عمیق زمین توسط آن‌ها انجام می‌شود.

در دهه 50 او مواد زمین شناسی عظیمی را در زمینه های نفت و گاز جهان جمع آوری و خلاصه کرد. نتیجه گیری های خود او، داده های مربوط به الگوهای زمین شناسی ساختار، وقوع و محل ذخایر به نیکولای الکساندرویچ اجازه نداد از دیدگاه های مترقی در مورد پیدایش نفت منحرف شود. فقط یک انقلاب علمی، همان «تغییر پارادایم» باقی مانده بود!

кудрявцев
© vnigri.spb.ru/ Николай Кудрявцев - первый ряд, второй справа

شکستن سرنوشت و حرفه خود (از جمله انتخاب قبلاً مورد توافق او به آکادمی علوم اتحاد جماهیر شوروی و اعطای عنوان افتخاری کارگر محترم علم و فناوری RSFSR که پس از به رسمیت شناختن عمومی از پیدایش درون زا نفت رد شد) او به گونه ای سازش ناپذیر و خردکننده از اصول دکترین ارگانیک انتقاد کرد. در سال 1951، دو رویداد رخ داد که شروع یک مبارزه شدید را نشان داد: ارائه کودریاوتسف "درباره منشأ ماگمایی نفت" در دانشگاه لنینگراد و انتشار مقاله "علیه فرضیه ارگانیک منشاء نفت" در نفتیانویه اوبوزرنیه. وی خاطرنشان کرد: ایجاد اشتباه الگوهای تشکیل کانسار به ناچار منجر به کاوش و اکتشاف اشتباه شد. در محافل زمین شناسان نفت، این امر باعث ایجاد طنین مانند انفجار بمب شد.

وظیفه مخالفان او جلوگیری از آگاهی عموم مردم از این دیدگاه ها بود. کودریاوتسف از امکان انتشار آثار خود محروم شد و تمام آثار او که قبل از سال 1951 نوشته شده بود از چاپ و کتابخانه ها خارج شدند. علیرغم جلسات منظم در VNIGRI و وزارت صنعت نفت که به انتقاد از نیکولای الکساندرویچ اختصاص داشت، همکاران بیشتری، به ویژه در میان دانشمندان و دانشجویان جوان، به فرضیه او گوش دادند و آن را تنها فرضیه صحیح یافتند.

заседание
© gazprom.ru

این مبتکر در سال 1971 درگذشت، و تمام بیست سال بین آن گزارش تا درگذشت او برای کودریاوتسف به همان اندازه چالش برانگیز و پربار بود. دعوا کرد و شنیده شد. به تدریج به او اجازه داده شد که در کنفرانس ها سخنرانی کند و منتشر کند و نه تنها در کشور خود.

«طلای سیاه» را «رگ حیات اقتصاد» می نامند و بحث در مورد منشأ آن تا به امروز ادامه دارد. نکته اصلی بحث حتی ماهیت خود نفت نیست، بلکه سرعت بازیابی ذخایر هیدروکربنی است. طبق نظریه ارگانیک، آنها "در آینده بسیار نزدیک" خسته خواهند شد. و اگرچه طرفداران فرضیه زیست زایی به رهبری نیکولای کودریاتسف ثابت کردند که روند تشکیل نفت ثابت است، هنوز کسانی هستند که به دنبال تجدید نظر در نتایج علمی هستند.

قیمت تصمیمات استراتژیک در تامین انرژی کل جهان و بر این اساس، در توازن قدرت بین کشورهای تولید کننده و مصرف کننده بسیار بالاست.

НПЗ
© saudiaramco.com

در ایالات متحده بیش از 50 سال است که ایده (نظریه ژئوفیزیکدان کینگ هابرت) اوج نفت و کاهش اجتناب ناپذیر تولید رایج شده است. در روسیه، به لطف نیکولای کوردیاوتسف، مفهوم زیست زایی غالب است.