اکثر کارشناسان راهنمایی شغلی موافق هستند که بهتر است در این زمینه با کودکان 10-12 ساله شروع به کار کنید. تا سن 14 سالگی دانش آموز می تواند اولین قدم آگاهانه را به سمت حرفه آینده خود بردارد: شروع به شرکت در دوره های انتخابی و دروس انتخابی یا ثبت نام در دبیرستانی، به اصطلاح پیش دانشگاهی.
یازده سال به هیچ عنوان آموزش عمومی متوسطه نامیده نمی شود، بلکه باید یک پایه دانش واحد برای همه ایجاد کند. با این حال، تقریباً سه چهارم پاسخ دهندگان در نظرسنجی Skillbox (73٪) می گویند که مدرسه مدرن بیش از هر چیز دیگری فاقد راهنمایی شغلی است.
آنتون پاولوویچ چخوف برای سال دوم در ورزشگاه تاگانروگ ماند. او در ادبیات روسی نمره B بیشتر نگرفت. پس از فارغ التحصیلی وارد دانشکده پزشکی دانشگاه مسکو شد. در همان سال اول شروع به انتشار داستان در مجلات کرد. این امر مانع از آن نشد که او موفق به اخذ مدرک دکترا شود، اما پس از سه سال نویسنده تابلوی "دکتر چخوف" را از درب خانه اش برداشت.
کلاسیک ادبی، البته، گویاترین نمونه نیست، اما از نظر رسمی، نه ژیمناستیک و نه دانشگاه در مورد او با وظایف خود در زمینه راهنمایی شغلی کنار نیامدند.
در مقاله مربوطه در Big Dictionary of آمده است: "استعداد یک مفهوم علمی نیست بلکه یک مفهوم روزمره است، زیرا نه تئوری و نه روشی برای تشخیص آن وجود دارد. سطح استعداد معمولاً بر اساس محصولات فعالیت یک فرد مورد قضاوت قرار می گیرد." روانشناسی.
با توجه به این تعریف، مدرسه چگونه باید به جوانان کمک کند تا بهترین مسیر حرفه ای را پیدا کنند، در حالی که هنوز از یک محصول حرفه ای صحبت نمی کنند؟
بیایید به روش شناسی نگاه کنیم. نکته 3 از اقدامات نمونه کار راهنمایی کاردانشگاه پس از تنظیم گوشه مربوطه و ایجاد شورای ویژه مدرسه، شامل تحلیل نتایج ثبت نام فارغ التحصیلان در هنرستان ها و یا استخدام آنان در پایان پایه های 9 و 11 می باشد.
مدرسه امروز با فارغ التحصیلی چخوف خوشحال می شود: او ضعیف درس می خواند، اما موفق شد وارد دانشگاه شود. اما دپارتمان ادبیات دانشگاه میتوانست علیه دبیرستانش ادعاهایی داشته باشد: آنها استعداد ادبی ناگت را به رسمیت نمیشناختند، اجازه دادند او مسیر اشتباه پزشکی را طی کند، پول عمومی را هدر دادند. اگر مدارس شغل فارغالتحصیلان را پس از فارغالتحصیلی پیگیری میکردند، میتوانستند از نظر درصد فارغالتحصیلانی که مطابق با برنامه تحصیلی خود کار میکنند، رقابت کنند. متاسفانه هنوز چنین آماری وجود ندارد.
بیایید ببینیم اوضاع با ابزارهای راهنمای شغلی چگونه است. نکته اصلی در اینجا کلاس های فوق برنامه است که در آن کودکان بر اساس انواع ریشه های استعداد حرفه ای تقسیم می شوند: انسان-انسان (ارتباط تمرکز اصلی است)، انسان-تکنیک (مهندسی)، انسان-طبیعت (پزشکی، زیست شناسی، کشاورزی) ، منظومه انسان - نشانه (اقتصاد، حقوق، علوم دقیق)، انسان - تصویر هنری (هنر).
فرض کنید آزمونها استعداد چخوف را برای تفکر تخیلی و در نتیجه برای ادبیات نشان داده بود. پس از آن کلاسیک برای چندین ده اثرش از بافت محروم می شد. «بخش شماره 6»، «موردی در عمل»، «آسکولاپس های روستایی»، «تیفوس» و دیگر شاهکارهای این چنینی به سختی به وجود می آمدند.
مورد مخالف: طبابت درخشان یک فارغ التحصیل از موسسه ادبی به نام گورکی البته غیرممکن است. با این حال، دشوار است که بگوییم کجا با قاعده و کجا با استثنا سروکار داریم. اغلب داستان میانی است، اما آیا استعداد در تدریس و مهندسی مهم نیست؟ بنابراین، اگر قرار باشد گردآورندگان فرهنگ لغت روانشناسی را باور کنید، نمیتوانید از قبل حدس بزنید.
والری فالکوف، رئیس وزارت آموزش و علوم روسیه، در شورای توسعه استراتژیک و پروژه های ملی در مورد نوسازی آموزش مهندسی با تمرکز بر حوزه های موضوعی جدید آن، مانند مهندسی اجتماعی، صحبت کرد. به نظر می رسد "یک گلوله" برای دو پرنده با یک سنگ: برای جایگزینی رشته های فنی با روانشناسی، زیرا مدرن کردن آن آسان تر است، و به جای راهنمایی شغلی، در سر متقاضیان "سازنده" برای بازار کار دویدن.
اصطلاح «مهندسی اجتماعی» نه به علوم فنی، بلکه به علوم اجتماعی اشاره دارد. این «تشکیل هدفمند رفتار گروهی خاص» است. در وب سایت بانک روسیه، این اصطلاح اخیراً به ویژه اغلب استفاده می شود. در آنجا مجموعهای از تکنیکهای دستکاری را نشان میدهد که با آن کلاهبرداران رمزهای سپردههای پولی خود را از مردم اخاذی میکنند.
اقتصاد امروز در حال حل مشکلات انتقال به یک نظم جدید اقتصادی است. آنها به مهندسانی با مهارت های حرفه ای خاص نیاز دارند که قادر به ایجاد راه حل های خارج از جعبه هستند. پس چرا متقاضیان را به سمت علوم اجتماعی کشانده و تقاضای غیرمنطقی برای مدارک اقتصاد را زیاد می کند.
نمونه دیگری از مهندسی اجتماعی، از دیستوپیا آلدوس هاکسلی:
"حتی یک گاو می داند که چگونه یک کودک را حمل کند؛ ما نمی توانیم از آن راضی باشیم. بالاتر از این، ما از قبل تعیین می کنیم و با آن سازگار می شویم، شکل می دهیم. نوزادان ما تربیت نشده هستند، از قبل برای زندگی در جامعه آماده هستند - به عنوان آلفا یا اپسیلون، به عنوان کارگران فاضلاب آینده یا مانند آینده...» او می خواست بگوید «مدیران ارشد»، اما به موقع خودش را اصلاح کرد: «به عنوان مدیران جوجه کشی آینده».
با چنین رویکردی قطعاً هیچ مشکلی برای همسویی ساختار مکان های بودجه ای در دانشگاه ها با ترجیحات متقاضیان وجود نخواهد داشت. همانطور که در اتحاد جماهیر شوروی سابق می گفتند: "برنامه های حزب برنامه های مردم است". با این حال، خوشبختانه برای دانشآموزان، شایعات درباره قدرت مطلق مهندسی اجتماعی بسیار اغراقآمیز هستند.
بهتر است از اساتید دانشگاه در مورد کیفیت هدایت شغلی مدرسه سوال کنید. و آنها به اتفاق آرا در انجمن ها در مورد مشکلات مسیرهای آموزشی فردی برای دانش آموزان کلاس اول شکایت نمی کنند. دانشگاه ها نگران سطح پایین کلی دانش پایه برنامه درسی مدارس هستند. نمایندگان انواع مختلف استعدادهای حرفه ای به همان اندازه نیاز به درک اساسی دارند که زمین به دور خورشید می چرخد، نه برعکس.


