به زودی فصل 68 اکسپدیشن قطب جنوب روسیه آغاز می شود که به طور سنتی دانشمندان دانشگاه معدن سنت پترزبورگ و همچنین موسسه تحقیقات قطب شمال و قطب جنوب را به ایستگاه علمی وستوک می فرستد. سال گذشته قدیمیترین دانشگاه فنی کشورمان رکوردی از نمایندگان خود را به قاره سفید اعزام کرد که 7 نفر در آن واحد بودند که 4 نفر از آنها پیش از این تجربه حضور در ایستگاههای قطبی را نداشتند. Forpost از آنها خواست که روزهای معمولی خود را در قطب جنوب به یاد بیاورند.
اول صبح، چکمه های نمدی ام را پوشیدم.
وستوک غیرقابل دسترس ترین و غیرقابل دسترس ترین ایستگاه روسیه در سرزمین اصلی ششم است. تقریباً در مرکز آن و در ارتفاع حدود 3500 متری از سطح دریا واقع شده است. اینجا جایی است که کمترین درجه حرارت روی کره زمین ثبت شده است و زمستان گذشته در آنجا بود که محققان دانشگاه معدن به مدت یک ماه و 10 روز در آنجا کار کردند.
این به معنای واقعی کلمه یک مکان منحصر به فرد است، زیرا در زیر پوسته یخی، در عمق بیش از 3700 متر دریاچه وستوک وجود دارد که بیش از یک میلیون سال است که از جو زمین جدا شده است. در آینده، حفاریهای دانشگاه سن پترزبورگ قصد دارند برای سومین بار در تاریخ از آن نمونههای آب و برای اولین بار نمونههایی از رسوبات کف را بگیرند.
در همین حال، آنها مجموعهای از کارهای تحقیقاتی را با هدف ایجاد فناوریهای جدید زیستمحیطی حفاری یخچالهای طبیعی و تحقیق در تودههای آبی زیر یخچالی انجام میدهند. کار دیگر بدست آوردن هسته های یخی صدها هزار ساله از یک شاخه جدید در گمانه است. مطالعه این استوانه ها این امکان را فراهم می کند که بفهمیم در زمان شکل گیری آنها چه فرآیندهایی در جو زمین رخ داده و به چه پیامدهایی منجر شده اند. به لطف این تحقیقات و درک قوانین در این زمینه دانش، پیشبینی تغییرات آب و هوا توسط دانشمندان بسیار دقیقتر میشود.
کاوشگران قطبی در سه شیفت 8 ساعته صبح، روز و شب با سه نفر در هر شیفت کار می کردند. چنین برنامه ای امکان کار شبانه روزی در ایستگاه را فراهم کرد.
شیفت اول دکل حفاری را از ساعت 8 صبح تا 4 بعد از ظهر کار می کرد، بنابراین نزدیک ترین زمان به برنامه معمول بود. اما کارگران شیفت روز از ساعت 4 بعدازظهر شروع به حفاری می کردند، بنابراین بعد از ظهر از خواب بیدار می شدند و صبحانه خود را تمام کرده بودند، بنابراین مستقیماً به سمت ناهار رفتند. اما ابتدا به شیفت قبلی استراحت دادند و در عین حال مراقب تجهیزات بودند و به طور کامل وظایف همکاران خود را برای زمان تغییر شیفت انجام دادند. سومین شیفت شب، حفاری را نیمه شب شروع می کرد و ساعت 8 صبح به پایان می رسید.
"اول صبح کت و شلوار کار پوشیدم و چکمه های نمدی پوشیدم - در غیر این صورت هوا خیلی سرد بود. در طول سفر ما دما از 30- تا 50- درجه بود. هیچ کفشی بهتر از چکمه های نمدی اختراع نشده است، حتی در سنین بالا. کاوشگران باتجربه قطبی آنها را با کفی دوتایی یا سه تایی ردیف کردند، اما برای ما دانشمندان جوان با دو جفت جوراب پشمی یکی کافی بود، بدون جوراب پشمی که با عشق مادربزرگم بسته شده بود، در شرق کاری وجود ندارد. !" ویاچسلاو کادوچنیکوف را به یاد می آورد.
روایت آفرینش در انجیل
محل زندگی، دکل و گالری ایستگاه در مکانهای مختلفی قرار داشت، بنابراین ویاچسلاو بلافاصله پس از پوشیدن لباس بیرون میرفت. در جیب ژاکت کارش همیشه یک مسواک خمیر داشت. کاشفان قطبی تنها در صورتی می توانستند دندان های خود را در همان مکانی که می خوابیدند بشویند و مسواک بزنند که از قبل آب آورده باشند، اما همه این کار را نمی کردند.
"مهمترین چیز در ایستگاه اعتماد به تیم و درک همه از مسئولیت خود در نتیجه است. به عنوان مثال، مسئول ایستگاه در دسترس بودن آب در شرق است که از برف استخراج می شود. اما دانشمندان دیگر در اوقات فراغت خود هرگز از کمک به او امتناع نمیکنند - آنها برف را دیدند و سپس آن را به اتاق ذوب بردند. روز بعد، بلکه یک ریزاقلیم مطلوب، به ویژه در انزوا از جهان خارج مهم است، "- دانشمند جوان می گوید.
به هر حال، انجام کار فیزیکی در شرق بسیار دشوارتر از شرایط معمول است. و این فقط به خاطر یخبندان نیست. فشار اتمسفر در آنجا تقریبا دو برابر کمتر از حد معمول است، اکسیژن بسیار کمی در هوا وجود دارد و این منجر به خستگی سریع می شود.
وی ادامه داد: علیرغم اینکه فواصل ساختمان های ایستگاه وستوک کم است، در ابتدا حرکت بین آنها برای ما بسیار سخت بود، شاید برخی باور نکنند، اما پیاده روی از ساختمان اصلی ایستگاه تا دکل حفاری با ارتفاع تفاوت پنج متری یک چالش واقعی بود، البته در شرایط عادی هیچ چیز سختی در این مورد وجود ندارد، اما در قطب جنوب پس از 25 متر پیاده روی، قطعاً برای نفس کشیدن می ایستید، زیرا در چشمان سرگیجه و تیره می شوید. ویاچسلاو.
همزمان یک پایان نامه.
او و همکارانش از شیفت بعدازظهر یک ساعت مانده به شروع کار. هر کس به روش خود از زمان استفاده کرد: برخی قهوه خوردند، برخی دانش جدید و طرح های تحقیقاتی را با همکاران رد و بدل کردند، برخی به خانه تلفن زدند یا اخبار را در اینترنت مطالعه کردند. علاوه بر این، امکان صحبت با اپراتور رادیو و دریافت آخرین اخبار از او و یا کمک به هواشناسی در انجام اندازه گیری های روزانه وجود داشت. اما کارگر شیفت شب، دانشجوی فارغ التحصیل دیمیتری واسیلیف، در این زمان آزمایش های علمی را آغاز می کرد.
در این سفر او نه تنها بر روی دکل اصلی حفاری کار کرد، بلکه تحقیقات پایان نامه خود را نیز انجام داد، که در آن او و استاد راهنما روش کارآمدتری برای حفاری افق های بالایی ایجاد کردند.
"ماهیت روش ما این است که سوراخ کف تمیز می شود و قلمه ها با هوا خارج می شوند. در دراز مدت این روند روند را سرعت می بخشد و خطر خرابی تجهیزات به دلیل نقص را کاهش می دهد. برای انجام آزمایش ها ما یک 30- حفاری کردیم. دمیتری می گوید، چاه عمیق متری در حدود 700 متری ایستگاه، روش ما را آزمایش کرد و یک هسته یخی و قلمه هایی به دست آوردیم که بعداً در آزمایشگاه یخبندان شناسی مطالعه کردیم.
ضمناً شیفت روز در مورد وظایف پیش رو بحث شد و به مدت 8 ساعت به چرخه کاری پیوست. در طول شیفت خود، خدمه به سختی دکل را ترک می کنند، اما وظایف آنها متفاوت است. آنها از کارکردن وینچ در تمام مراحل عملیاتی گرفته تا تعمیر و نگهداری دکل را شامل می شوند: مونتاژ و جداسازی دکل، استخراج هسته، تعویض فیلترهای گل، تست عملکرد اجزای مختلف و آماده سازی تجهیزات برای اجرای بعدی. ویاچسلاو کادوچنیکوف توضیح می دهد:
"علیرغم این واقعیت که وظایف ما تقسیم شده است، همه کارکنان قابل تعویض هستند - هر کسی باید چنین مجموعه ای از شایستگی ها را داشته باشد تا در هر زمانی در فرآیند حفاری شرکت کند."
اوقات فراغت
کار او بر روی دکل در نیمه شب به پایان رسید و پس از آن وقت آزاد برای اختصاص دادن به کارهای تحقیقاتی وجود داشت.
"راستش را بخواهید، من فقط در کشتی داستان می خواندم. کتابخانه در ایستگاه عمدتاً از کتاب های تخصصی تشکیل شده است. به عنوان مثال، من اسناد فنی ساخت مجتمع حفاری 5G به نام بوریس کودریاشوف را مطالعه کردم، زیرا این اطلاعات برای ما مفید خواهد بود. هنگام طراحی یک مجتمع مدرن جدید، و همکارم حقوق بین الملل را در قطب جنوب مطالعه کرد. جایی برای قدم زدن در شرق وجود ندارد، زیرا یک بیابان یخی در اطراف وجود دارد. اما در ایستگاه پروگرس، که در ساحل است، می توانید ویاچسلاو کادوچنیکوف می گوید، اما ابتدا باید اپراتور رادیویی را از مسیر مطلع کنید و تجهیزات ویژه ای را از او دریافت کنید.
دانشمندان جوان تقریباً تمام وقت خود را در ایستگاه صرف حفاری یا کار روی پروژه های خود کردند. با این حال، به گفته دیمیتری واسیلیف، هیچ کس این را به عنوان یک بار غیر ضروری تلقی نکرد، حتی کمتر یک مسئولیت:
"ما عجله داشتیم تا همه برنامه های آنها را اجرا کنیم، زیرا فصل الاستیک نیست، و در سنت پترزبورگ انجام آزمایشات در مقیاس کامل غیرممکن است. علاوه بر این، چه کار دیگری وجود داشت؟ برای خانه نشستن و سنجاق کردن. عزیزان، حتی در یک روز تعطیل ... مطلقاً هیچ کس نمی خواهد. من شخصاً آنقدر ذوق زده شدم که در یک نقطه ، نزدیک به پایان سفر ، رئیس حزب علمی گورنی الکسی بولشونوف حتی اجازه نداد برای انجام آزمایشها، اما مرا به رختخواب فرستاد تا به دلیل خستگی انباشته از کار تقریباً بیست و چهار ساعته، سلامتی خود را تضعیف نکنم.
شام دیروقت
ساعت 3-4 صبح، وقتی ویاچسلاو کادوچنیکوف و همکارانش در شیفت روزانه آزمایشات و سایر مسائل شخصی خود را به پایان رساندند، وقت شام و خواب بود. با این حال، از آنجایی که دیگر دیر شده بود و آشپزها تا آن زمان کار خود را تمام کرده بودند، دانشمندان خودشان تصمیم گرفتند شام "تیپ" خود را انتخاب کنند.
ویاچسلاو می گوید که در فصل گذشته در تیپ آنها غذای چینی که زمانی توسط همکارانشان از چین به دانشمندان روسی داده می شد، بسیار محبوب بود.
"شاید آنها می ترسیدند که این منابع در ایستگاه ساحلی خراب شود. اما در شرق، در دمای -57 درجه سانتیگراد، می توان آنها را برای همیشه ذخیره کرد، بنابراین برای ما چنین هدیه ای درست بود. ما چنین چینی های کوچکی را سرخ کردیم. پیراشکی با سبزیجات و چیزی شبیه چوب خرچنگ در تابه، پنیر ذوب شده، ادویه جات ترشی جات اضافه شده است. بنابراین شام دیرهنگام بود، اما خوشمزه بود."
هر کدام از ما می گوییم می خواهیم برگردیم
البته مردان جوان در روزهای یکشنبه کمتر از روزهای هفته کار می کردند. آنها معمولا اوقات فراغت خود را با هم می گذراندند و استراحت را فراموش نمی کردند.
"همکار من دانیل سربین گیتار می زد و آهنگ های زیبایی از آهنگسازی خودش می خواند، آریا، کینو، ویسوتسکی را هم می خواندیم. فیلم ها و سریال هایی را تماشا می کردیم، آن هایی که هرگز در خانه در سن پترزبورگ تماشا نمی کردیم. اما در قطب جنوب، آنها بسیار جالب به نظر می رسیدند. به طور کلی ما کاری را که در زندگی عادی انجام می دهیم انجام دادیم، اما با سردرد خفیف ناشی از هیپوکسی (کمبود اکسیژن در بدن)" - می خندد دیمیتری واسیلیف
یکی از اهداف اکسپدیشن 67 آموزش نسل جدیدی از متخصصان برای سازماندهی و انجام عملیات حفاری در قطب جنوب بود. اکنون دانشمندان جوان پر از اشتیاق و آماده برای رفتن دوباره به قاره سرد هستند. آنها توسط یخچال ها، طبیعت در زیبایی بکر خود جذب می شوند و علاوه بر این، در قطب جنوب کاشفان قطبی جوان با چیزهایی روبرو شدند که هرگز در زندگی عادی تجربه نمی کردند.
"در بازگشت از ریتم زندگی در شهر، شلوغی و شلوغی آن مات و مبهوت شدیم، من به این واقعیت عادت کردم که باید دائماً با تلفن باشید، تلفن خود را چک کنید. در زندگی عادی، دائماً باید بدوید. در جایی، با میلیون ها چیز کنار بیایید، اما در شرق ارزش ها بسیار متفاوت است: تنها چیزی که دارید، تیم شما و هدف شرافتمندانه مشترک شماست. ویاچسلاو کادوچنیکوف به یاد می آورد و هیچ موجود زنده ای به جز کاوشگران قطبی وجود ندارد.
به گفته کاوشگران، همه آنها رمانتیک هستند، بنابراین آنها منتظر لحظه ای هستند که دوباره در ایستگاه وستوک باشند. بیشتر از این، همکارانشان که برای زمستان در آنجا مانده بودند، منتظر آنها هستند.
او خلاصه میکند: «در قطب جنوب، شما مانند یک کاشف احساس میکنید و اغلب به این فکر میافتید که ممکن است تنها فردی باشید که روی آن قطعه خاص از زمین ایستادهاید».






