تصویری شگفتانگیز توسط کوهنوردان در کوههای کارپات در سال 1989 مشاهده شد. مردان جوانی که به طرز ناخوشایندی از صخرهها بالا میرفتند، یک تخته کلاس بزرگ و دفترچههایی را حمل میکردند. جلوتر از آنها، مردی با موهای خاکستری و ریشو با یک ماندولین در یک دست و یک دسته کتاب در دست دیگر عملاً در حال دویدن بود. مدرسه تابستانی ژئوفیزیکدانان و ریاضیدانان با استعداد دقیقاً به این شکل بود. دلیل محبوبیت آن در سازمان دهنده آن بود ...
در اوایل دهه 1960، در جامعه شوروی مناقشه ای بین به اصطلاح "فیزیکدانان" و "غزلسرایان" به وجود آمد که در جستجوی حقیقت در این سؤال خلاصه شد: چه چیزی به انسان، علم یا هنر بیشتر می بخشد. و آیا می توان یکی را به خاطر دیگری نادیده گرفت؟ دلیل این بحث، که در تمام دهه بعد بالا گرفت و حتی در دهه 70 و 80 نیز بازتاب داشت، نامه ای به یک روزنامه بود. در آن، یک دانشجوی آموزشی تلاشی را برای متقاعد کردن یک مهندس جوان توضیح داد که شعر همیشه مرتبط است و نمیتواند در عصر تکنوکراسی منسوخ شود. موضوع واکنش باورنکردنی را در پی داشت. کیسه های نامه به تحریریه آمد و برجسته ترین چهره های علم و هنر سخنان خود را در این زمینه بیان کردند.
مردی که اساساً پاسخ این سؤال بود، سرگئی گلدین بود. او مجموعه شعر منتشر کرد، موسیقی ساخت و نمایشنامه روی صحنه برد. اما بالاتر از همه، او دانشمندی موفق در زمینه ژئوفیزیک ریاضی، مسائل مستقیم و معکوس لرزه نگاری بود.
بیشتر اوقات، زلزله شناسی به عنوان علمی شناخته می شود که ماهیت زلزله و راه های محافظت در برابر آنها را مطالعه می کند. با این حال، بشر یاد گرفته است که از امواج لرزه ای برای اهداف خود استفاده کند - با کمک آنها ساختار داخلی زمین و خواص کشسانی لایه های تشکیل دهنده آن را مطالعه کند. و در این فرآیند، برای جستجوی مواد معدنی.
روشهای نظری تجزیه و تحلیل و سنتز فیلترهای دیجیتال و تفسیر سینماتیکی لرزهنگاریها که توسط گلدین ایجاد شد، اساس الگوریتمهای پردازش دیجیتالی دادههای لرزهای بود. آنها کاربرد گسترده ای در اکثر سازمان های ژئوفیزیک اتحاد جماهیر شوروی و روسیه پیدا کرده اند که این امکان را فراهم می کند تا دقت ساختارهای ساختاری برای اکتشاف و اکتشاف ذخایر نفت و گاز را به میزان قابل توجهی افزایش دهد. گلدین شخصاً اثربخشی نظریه های خود را آزمایش کرد. در نتیجه او چندین میدان نفتی را در سیبری غربی کشف کرد.
علاوه بر این، یکی از مشهورترین آثار سرگئی واسیلیویچ - مفهوم جدیدی از نظارت فعال ژئوفیزیکی و ژئودینامیکی مناطق لرزه ای، تفسیری اساساً جدید از فرآیندهای فیزیکی که در کانون لرزه ای در هنگام آماده سازی زلزله رخ می دهد.
اهمیت این دانشمند این واقعیت را نشان می دهد که او به طور منظم برای خواندن دوره های ژئوفیزیک در دانشگاه های کشورهای مختلف مانند دانشگاه استنفورد (ایالات متحده آمریکا)، دانشگاه فناوری در تروندهایم (نروژ)، دانشگاه فدرال باهیا (برزیل)، تانگجی دعوت می شد. دانشگاه (شانگهای، چین) و دانشگاه نفت چین.
وقتی گلدین، رئیس وقت آزمایشگاه روشهای ریاضی در ژئوفیزیک در مؤسسه زمینشناسی و ژئوفیزیک در اتحاد جماهیر شوروی، فصل بعدی مدارس تابستانی را برای ژئوفیزیکدانان جوان اعلام کرد، تعداد باورنکردنی از برنامههای کاربردی وارد شد. داده ها به غرب اوکراین، به سواحل دریاچه بایکال و دریای اومسک، به کراسنویارسک و تاجیکستان رسید. در یک فضای غیررسمی، آنها به سخنرانی های سرگئی واسیلیویچ گوش دادند و سپس نمونه هایی از عملکرد خود را با جنب و جوش مورد بحث قرار دادند، درگیر اختلافات علمی شدند و بر روی تحقیقات مشترک توافق کردند. همانطور که یکی از شرکت کنندگان در این سمینارها به یاد می آورد، "اینها صرفاً مدارسی با بالاترین سطح حرفه ای نبودند، بلکه استودیوهای خلاقانه ای به معنای بسیار اصیل و منحصر به فرد خود بودند، مدارسی که در آنها یک معلم و شاگردان او بودند." به یک معنا، این سمینارها نمونه اولیه مدارس تابستانی امروزی بود که توسط بزرگترین دانشگاه های کشور برای دانشجویان برگزار می شد.
خود سرگئی واسیلیویچ در سال 1958 از دانشکده ژئوفیزیک موسسه معدن لنینگراد فارغ التحصیل شد. او به طور تصادفی وارد این حرفه شد. گلدین جوان رویای انجام فیزیک را داشت، حتی در LSU ثبت نام کرد، اما در آنجا به سرعت به او گفتند که راه این حرفه بسته خواهد شد: پدرش در سال 1937 دشمن مردم اعلام شد و سرکوب شد. این کافی بود تا تمام مسیرهای فیزیک بسته شود. همان موقع بود که مرد جوان برای رشته ژئوفیزیک به انستیتوی معدن رفت، رشته ای که خیلی خوب نمی فهمید اما با آن هماهنگ بود. دانشمند بعدها بارها از سرنوشت برای این اقدام اجباری تشکر کرد.
"به سرعت متوجه شدم که این تخصص من است!" او به یاد آورد.
زمانی که او از موسسه فارغ التحصیل شد، دعوت نامه شخصی برای کار از SNIIGGIMS - موسسه تحقیقات زمین شناسی، ژئوفیزیک و منابع معدنی سیبری دریافت کرد. این متخصص جوان می خواست وارد علم شود، اما در آن زمان قانونی وجود داشت که طبق آن یک فارغ التحصیل باید قبل از رفتن به دانشگاه یا موسسه تحقیقاتی ابتدا سه سال در تولید کار کند.
نقشه های زمین شناسی دهه 1950، مانند نقشه های امروزی، رنگی بودند، اما در مرکز آن یک نقطه سفید بزرگ وجود داشت: سیبری غربی. همه جوانان جاه طلب به آنجا فرستاده شدند. گلدین به مدت سه سال در مهمانی های میدانی در سمت های مختلف کار کرد: به عنوان تکنسین، مهندس اپراتور، مهندس مترجم، سرپرست فنی و رئیس حزب در کولپاشوو، سورگوت، برزوو. در Novosibirsk Geophysical Trust، که اکسپدیشن کولپاشفسکایا و حزب سورگوت به آن تعلق داشتند، سرگئی واسیلیویچ به دلیل خلق و خوی سخت و توانایی کارش به صدراعظم آهنین ملقب شد. اگرچه او ابتدا تجربه تولید را یک مانع دیگر می دانست، اما بعداً ادعا کرد:
"این به من برتری بزرگی نسبت به بسیاری از دانشمندان همکارم داد. بالاخره من یک نظریه پرداز شدم و نظریه پردازی که کاملاً از نحوه اندازه گیری سیگنال، اصولاً با آن چه کاری می توان کرد و چگونه نتیجه می دهد جدا شده است. او احساس نمی کند که چگونه باید وظایف تعیین شود. مطمئناً این تأثیر فوق العاده ای بر کار تحصیلی، حرفه و شخصیت من داشته است."
در سال 1961، گلدین سرانجام در مقطع کارشناسی ارشد در موسسه زمین شناسی و ژئوفیزیک شعبه سیبری آکادمی علوم اتحاد جماهیر شوروی ثبت نام کرد و پله های سلسله مراتب علمی را طی کرد. بر اساس خاطرات همکارانش، حتی در آن زمان نیز او فردی متعصب بود و در دنیای دیفرانسیل ها، انتگرال ها و وابستگی های کمی زندگی می کرد. در حالی که دیگران مشغول خواندن داستان های پلیسی بودند، سرگئی واسیلیویچ تمام روز را روی لرزه نگاری ها نشسته بود.
این اشتیاق به سرعت نتیجه داد: در سال 1965، در سن 29 سالگی، از او به عنوان سرپرست آزمایشگاه پردازش ریاضی مؤسسه تحقیقاتی اکتشافات زمین شناسی نفت سیبری غربی دعوت شد و در مؤسسه صنعتی تیومن تدریس کرد.
در دانشگاه، او شروع به ایجاد تخصص "روش های ریاضی در زمین شناسی" کرد و در ZapSibNIGNI یک مدرسه علمی زمین شناسی ریاضی را تاسیس کرد.
"یک دانشمند تا استخوان ها، فقط به ژئوفیزیک مشغول بود، او مسائلی را حل می کرد که در دنیا بیش از ده نفر با آنها سروکار نداشتند، یک نظریه پرداز ناب در مدل های ریاضی تمام تنوع جهان را نشان می داد. یکی از اختراعات او که او اولین کسی بود که در اتحادیه، در مؤسسه صنعتی تیومن: "زمین شناس-ریاضیدان". از این رو، همه برنامه نویسان و موفقیت های ما در امور کامپیوتری... سرگئی واسیلیویچ گلدین همه چیز را آغاز کرد." برنده جایزه میدل پریوبی و لنین.
ماشین های محاسباتی نوظهور دست و پا گیر و کند بودند، اما سرگئی واسیلیویچ از چشم انداز قابلیت های محاسباتی آنها قدردانی کرد و مجذوب اتوماسیون تفسیر داده های لرزه ای و مطالعه خواص تحلیلی میدان های لرزه ای شد. او یکی از اولین کسانی در کشور بود که شروع به تدریس پردازش دیجیتال و تفسیر داده های لرزه ای بر روی کامپیوتر در دانشگاه نووسیبیرسک کرد. دوره سخنرانیهایی که او ایجاد کرد، اساس تکنگاری معروف او، «تبدیلهای خطی سیگنالهای لرزهای» را تشکیل داد.
در سال 1970، ژئوفیزیکدان از تیومن به نووسیبیرسک بازگشت تا محقق ارشد مؤسسه زمین شناسی و ژئوفیزیک اتحاد جماهیر شوروی شود و ریاست آزمایشگاه روش های ریاضی ژئوفیزیک آن را بر عهده بگیرد. این دانشمند در طول کار خود در شعبه سیبری آکادمی علوم اتحاد جماهیر شوروی، دو مدرسه علمی دیگر تأسیس کرد: در زمینه نظریه ریاضی مسائل مستقیم و معکوس لرزهشناسی، از جمله مطالعه اثرات غیرخطی در انتشار امواج لرزهای در ناهمگن و محیط های اشباع از سیال و همچنین در مطالعه فرآیندهای فیزیکی در منابع لرزه ای و پیش بینی زلزله.
در سال 1991، گلدین به عنوان عضو متناظر آکادمی علوم اتحاد جماهیر شوروی انتخاب شد. با پرسترویکا، شهرت او در خارج از کشور به طور تصاعدی افزایش یافت. بنابراین، سمینار روسی-نروژی ژئوفیزیک نفت به رهبری سرگئی واسیلیویچ در روسیه و اسکاندیناوی جایگزین مدارس تابستانی او شد.
در سال 1993 سرگئی واسیلیویچ توسط پتروبراس، بزرگترین شرکت نفت و گاز برزیل، دعوت شد تا برنامه های آموزشی برای دانشجویان کارشناسی ارشد و دکترا در ژئوفیزیک نفت توسعه دهد.
او عضو آکادمی علوم اروپا و اتحادیه ژئوفیزیک آمریکا و نایب رئیس کمیسیون لرزه نگاری آسیا شد.
گلدین در کشور خود نیز شناخته شد. او جایزه اتو اشمیت را برای کمک به توسعه نظریه مسائل سینماتیک معکوس لرزههای انعکاسی و موجی و جایزه دولتی فدراسیون روسیه را برای کمک علمی خود در توسعه میادین نفت و گاز در شمال دریافت کرد. سیبری. در سال 1996، سرگئی گلدین رئیس موسسه ژئوفیزیک SB RAS شد. او مطابق با مقتضیات زمان، جهتهای علمی اصلی را بازسازی و تصحیح کرد، ریاست را بهروزرسانی کرد و تصویر جدیدی از مؤسسه تعیین کرد. او آزمایشگاه جدیدی از مسائل فیزیکی ژئوفیزیک را ایجاد و رهبری کرد.
این دانشمند در سه سال آخر عمر خود به عنوان مشاور آکادمی علوم روسیه کار کرد. در 18 می 2007، او به طور ناگهانی در نووسیبیرسک در 72 سالگی از دنیا رفت. همانطور که می گویند در چنین مواردی، او در عرض چند ماه "سوخت". بسیاری از مقالات و کتاب های ناتمام باقی مانده است که دانش آموزان او قبلاً پس از مرگ معلم خود منتشر کردند: یک محقق برجسته که در محل اتصال ژئوفیزیک، زمین شناسی و ریاضیات کار می کرد.
یکی از آنها مجموعه شعری به نام شعر و فرمول است. شاید بهتر از همه، سرگئی گلدین تعادل بین علم و زندگی واقعی را در شعر خود بیان کرد، دقیقاً به همین نام:
شعرها فرمول نیستند:
ایلوژیسم های جامد،
جایی که به جای قیاس ها، کلمات قصار هستند،
که هرگز نمی توان آن را ثابت کرد.
آیا کلمات بازی می کنند؟ آیا تصویر آبدار است؟
اما نماد مکان را می شناسد، نماد دقیق است!
شک در حاشیه است،
و نه رنج کشیدن، بلکه جرات کردن




