در سپتامبر 1819، انجمن کانیشناسی سن پترزبورگ از جانب نابغه ادبی و دانشمند جهانشمول، یوهان ولفگانگ فون گوته، بخشی از مجموعه شخصی کانیهای او را هدیه گرفت. دو دسته، 105 و 153 قطعه، یعنی تک تک اجسام زمین شناسی، به عنوان دریافت شده ثبت شده است. از جمله آنها می توان به آمتیست، کریستال سنگی، کلسدونی، اوجیت، انواع سنگ گرانیت، سنگ کوارتز، فلدسپات و میکا اشاره کرد.
مشخص است که گوته با روسیه همدردی می کرد، اما کانی شناسی روسی چنین هدیه ارزشمندی را مدیون شخص خاصی، شاهزاده دیمیتری گولیتسین است. دیمیتری گولیتسین اولین دولتمرد برجسته کشور بود، در طلوع سلطنت کاترین دوم، که خواستار آزادی دهقانان و دادن مالکیت زمین به آنها شد.
در سال 1799، سه سال پس از تأسیس اولین انجمن کانی شناسی در جهان، گلیتسین به عنوان رئیس آن انتخاب شد. شاهزاده تا زمان مرگ در سمت خود باقی ماند. دو ماه قبل از مرگش در دسامبر 1802 او مجموعه شخصی خود را از مواد معدنی به موزه ینا اهدا کرد.
نامه تشکری از طرف کارل آگوست، دوک ساکس-ویمار-آیزناخ به اهدا کننده توسط کسی جز نویسنده تراژدی جاودانه فاوست نوشته شده است:
«این مؤسسه [انجمن کانیشناسی ینا]، که از کوچکی شروع به کار کرد و به موجودیت محکمی دست یافت، منحصراً مدیون شما، حاکم مهربان، احترام و درخشش است که اکنون آن را در بین سایر مؤسسات مشابه متمایز میکند. بار عنوان رئیس جمهور را به عهده بگیرید تا با دانش خود به جامعه کمک کنید، اما شما با ارائه مجموعه ای باشکوه، مازاد بر مهربانی را سرمایه گذاری کرده اید که هم از نظر ارزش و کمیاب بودن نمونه ها و هم از نظر انتخاب خبره جالب توجه دوچندان است. چه کسی آنها را جمع کرده است."
گوته به عنوان عضو افتخاری انجمن، ریاست جمهوری را از شاهزاده روسی به ارث برد. او حداقل 11 سال از زندگی خود را وقف مرتب کردن "کاتالوگ گولیتسین" کرد. ذکرهایی در مورد آن تا سال 1813 در دفتر خاطرات نویسنده آمده است.
در سال 1817، انجمن کانی شناسی سنت پترزبورگ تأسیس شد. یک سال قبل از هفتادمین سالگرد تولدش، گوته عضو آن می شود. او با داشتن 18 هزار ماده معدنی در مجموعه شخصی خود و با در نظر گرفتن هدیه گلیتسین، از دادن حدود سیصد عدد از آنها به عنوان هدیه برگشتی به همکاران روسی خود دریغ نکرد.
گوته شیفتگی خود به کانی شناسی را با امیدش به "کشف [از طریق آن] داده هایی درباره منشاء جهان اولیه" توضیح داد.
در پایان یک زندگی طولانی و بسیار پربار، گوته (در گفتگو با یوهان اکرمن، 24.02.1831) اعتراف کرد که از این تلاشها ناامید شده است:
"در شام از تمایل برخی از طبیعت گرایان برای کاوش در دنیای آلی با دوری از کانی شناسی صحبت کردیم. این یک توهم مهلک است. در دنیای کانی شناسی، ساده ترین، زیباترین است. در دنیای ارگانیک پیچیده ترین است. از اینجا به راحتی می توان نتیجه گرفت که گرایش های هر دو جهان متفاوت است و گذار از یکی به دیگری غیرممکن است.
راز خلقت، شاید برای بهترین، حل نشده باقی ماند. به لطف علاقه مندانی مانند گوته و گلیتسین، کانی شناسی خود را به عنوان یک علم مستقل و بسیار مفید تثبیت کرد. پیش از این در دانشگاه ها، آن را همراه با شیمی و گیاه شناسی، به عنوان "یک رشته کمکی در آموزش داروشناسان" تلقی می کردند. و ابزار دانش - بیشتر سنگهای اهدایی گوته به روسیه تا به امروز باقی مانده و در موزه معدن به نمایش گذاشته شده است.






