رفتن به محتوای اصلی

ولادیمیر لنین او را “تغییرگر شکل اورال” نامید

гассельблат
© Картина Федора Разина/Общий вид коксохимического цеха ММК, 1959 год

هر سومین پوسته و زره هر تانک دوم از فولاد کارخانه آهن و فولاد Magnitogorsk در طول جنگ بزرگ میهنی ساخته شده است. امروزه از محصولات آن برای ساخت ساختمان، معدن و سایر تجهیزات ویژه، تجهیزات برای غرق شفت و پردازش سنگ استفاده می شود. همچنین برای تمام سکه های روسیه از 50 کوپک تا 10 روبل استفاده می شود. با این حال، سرنوشت غم انگیزی در انتظار آغازگر و طراح بزرگترین تولید متالورژی کشور بود...

ММК
© mmk.ru/ Магнитогорский комбинат сегодня

ذخایر سنگ آهن کوه مگنیتنایا، که صدها میلیون تن تخمین زده می شود، در قرن هجدهم شناخته شده بود، اما برای 150 سال تولید تصادفی و ابتدایی بود. تا اینکه در آغاز قرن بیستم، صنعت دولت جوان شوروی که از جنگ در حال بهبود بود، به شدت به فلز نیاز داشت.

سپس، در سال 1922، در داخل دیوارهای کمیسیون برنامه ریزی اورال، کار بر روی تهیه پیش نویس یک برنامه پنج ساله آینده نگر برای توسعه همه صنایع در اورال به شدت در جریان بود. ویتالی هاسلبلات، مهندس معدن با ریشه سوئدی، ریاست آن را بر عهده داشت. او یک پروژه اساسی بازسازی بنیادی صنعت را از طریق ساخت سه کارخانه غول پیکر توسعه داد: کارخانه متالورژی Magnitogorsk بر اساس ذخایر سنگ آهن کوه Magnitnaya، کارخانه ماشین سازی اورال، و کارخانه ماشین سازی اورال در نیژنی تاگیل. برای ارائه محموله های بزرگ کک، سنگ معدن و فلز. کمی بعد او همچنین پروژه هایی را برای کارخانه متالورژی نیژنی تاگیل، کارخانه متالورژی Krasnouralsky و کارخانه نیکل Ufaleisky ارائه کرد. این پیشنهاد جسورانه که با توجیه فنی و مواد اولیه طرح‌های ساخت کارخانه‌های جدید پشتیبانی می‌شد، مورد حمایت دولت قرار گرفت و کار طولانی برای آماده‌سازی برای اجرای آن آغاز شد. این MMK بود که قرار بود به بخش غالب برنامه تبدیل شود.

ویتالی سرگیویچ در سال 1879 در خانواده اکسل هاسلبلات به دنیا آمد. این سوئدی که در فنلاند متولد شد، حرفه ای عالی در امپراتوری روسیه داشت - در زمان های مختلف او منطقه معدن بلورتسک، کارخانه های تیرلیان، زیگازین، لمزین و آرخانگلسک را مدیریت می کرد. این تا حد زیادی علاقه عمیق پسرش ویتالی به متالورژی و بهینه سازی تولید را توضیح می دهد.

در سال 1900 مرد جوان وارد دانشگاه سن پترزبورگ شد، اما به دلیل شرکت در تظاهرات ضد دولتی دانشجویی در نزدیکی کلیسای جامع کازان اخراج و به اوفا تبعید شد. در آنجا به ساخت نیروگاه ها پرداخت و در تدوین فرهنگ زندگی نامه کارگران فنی شرکت کرد. در سال 1906 ویتالی الکسیویچ به سن پترزبورگ بازگشت و وارد موسسه معدن شد و در سال 1909 با موفقیت از آن فارغ التحصیل شد.

همانطور که مورخان امروز می نویسند، موقعیت سیاسی و مشارکت در فعالیت های انقلابی به نفع این جوان بود - «دولت جدید او را به دسته «متخصصان بزرگتر» معرفی کرد، او را به «مدیران سرخ» منتقل کرد و شروع کرد. یکی از اولین مکان‌های کار او، کارهای متالورژی ساتکا بود که هاسلبلات از سال 1912 تا 1916 به طور کامل آن را مدرن کرد و کوره بلند منحصر به فردی را با استفاده از زغال چوب ساخت که یک کوره بلند با کیفیت بالا تولید کرد. می توان گفت که این یک کار دیپلم بود که کارخانه کمتر شناخته شده اورال با کمک آن رکورد جهانی ذوب فولاد را به نام خود ثبت کرد.

از ژانویه 1918، یک کالیدوسکوپ واقعی موقعیت ها در زندگی مهندس آغاز شد. همه آنها بدون استثنا به شایستگی بالایی از یک متخصص فنی و مدیر نیاز داشتند. او عضو دپارتمان فلزات کمیسیون اقتصادی ملی آل اورال، عضو هیئت رئیسه دفتر صنعتی کمیسیون اقتصاد ملی آل اورال، عضو کمیسیون برنامه ریزی ناحیه فدرال اورال، عضو هیئت مدیره بود. از Glavmet در مسکو، مهندس ارشد دفتر طراحی Urals. در سال 1924 هاسلبلات اولین آزمایشی را برای جعل کک سیبری ترتیب داد. بدون دلیل، ولادیمیر لنین ارزیابی بسیار گویایی را در تاریخ به جا گذاشت - او هاسلبلات را "یک گنده رسمی در اورال" و "بالفعل بزرگ در پرومبیورو" نامید. شوخی بر سر اوست، اما این ویتالی آلکسیویچ بود که بر تمام مسائل کلیدی توسعه صنعت اورال نظارت داشت.

гассельблат
© Из архива семьи

هاسلبلات با ارزیابی ضرورت استفاده استادانه از چنین هدیه طبیعی سخاوتمندانه ای مانند کوه مگنیتنایا، کاملاً بر ساخت کارخانه متمرکز شد که حتی طبق داده های اولیه قول داده بود که به مهمترین در کشور تبدیل شود. در جلسه ای تحت عنوان Uralplan بیان شد که شرایط برای تولید 50 میلیون پود آهن در سال کافی است.

در سال 1927، شعبه ای از لنینگراد Gipromez بر اساس Uralproject، موسسه طراحی کارخانه های متالورژی، Uralgipromez، ایجاد شد. تحت هدایت Hasselblat، به کار هدفمند بر روی طراحی یک کارخانه متالورژی ادامه داد.

ویتالی آلکسیویچ به عنوان یک مهندس معدن حرفه ای، نه تنها پروژه ها را در شوراها، کمیته ها و ساختارهای دولتی مختلف هماهنگ کرد، بلکه شخصاً در سفرهای زمین شناسی نیز شرکت کرد. او ذخایر سنگ آهن را مشخص کرد و مهمتر از همه، به همراه ژئودیزیست ها این منطقه را بررسی کرد: کجا و چگونه کارگاه های غول متالورژی آینده را پیدا کنیم. در همان زمان مسائل مربوط به اتصال راه آهن، برقی شدن منطقه، انتخاب و تحویل مصالح ساختمانی حل شد.

در سالهای 1926-1928، 59 گمانه با متراژ کل 5100 متر حفر شد. در نتیجه حفاری اکتشافی، ذخایر سنگ معدن در کوه مگنیتنایا 275 میلیون تن با میانگین آهن 60 درصد تعیین شد. بعداً این رقم به 400 میلیون تن تعدیل شد.

در دسامبر 1928، پروژه نهایی کمباین که توسط Uralgipromez طراحی شده بود، توسط شورای عالی اقتصاد ملی تصویب شد. در اوایل سال 1929، بخش Magnitostroi ایجاد شد و Hasselblat به عنوان مهندس ارشد منصوب شد. این موقعیت، همانطور که اکنون به طور مجازی می گویند، "جوخه تیراندازی" است، زیرا او مسئول کل فرآیند فناوری، ساخت و ساز و آماده سازی برای راه اندازی شرکت و معادن و گودال های آهن لازم بود. تقریباً تمام پست های مسئول در تأسیسات تولید جدید در آن زمان به معنای واقعی کلمه تهدید کننده زندگی بود. با این حال، خود مهندسان فقط می توانستند در این مورد حدس بزنند ...

ммк
© Из архива семьи/ Магнитогорский коллектив

ویتالی الکسیویچ، پدیدنت سوئدی، درک منفی از هرگونه تحریف در زمان بندی و طرح ساخت و ساز داشت. او از ابعاد واقعی برنامه‌ریزی‌شده آگاه بود و از این رو با مشاهده یک رویکرد سهل‌آمیز و کوچک به این موضوع، عصبانی شد.

هاسلبلات به طعنه در مورد اردوگاه موقت کارگرانی که در پای کوه ظاهر شدند، اظهار داشت: «سوسیالیسم کارخانه‌های متالورژیکی می‌سازد و در کنار آنها شانگهای، گودال‌ها و کشتارگاه‌های کثیف ظاهر می‌شوند.

حق با او بود: هر سال تعداد بیشتری از متخصصان خارجی و روسی به "محل ساخت و ساز قرن" می رسیدند. روستای فرسوده به شهر Magnitogorsk تبدیل شد، پادگان ها با ساختمان های مرتفع جایگزین شدند که تقریباً نیم میلیون نفر را در خود جای دادند.

ммк
© Художник Федор Разин/ Строить Магнитку

در طول سال اول بحث هایی در بالاترین سطح در مورد توسعه آینده MMK وجود داشت. محافظه کاران گفتند که اقتصاد داخلی که از جنگ های بی پایان خسته شده است، نمی تواند هزینه های هنگفت را تحمل کند و پیشنهاد ساخت شبکه ای از کارخانه های کوچک را دادند. در همان زمان، طرفداران یک جهش انقلابی در رشد صنعتی بر نیاز به ایجاد بنگاه‌های مدرن قدرتمند، که به پایگاهی مطمئن برای اصلاح سریع سایر بخش‌های اقتصاد تبدیل می‌شد، اصرار داشتند. وادیم اسمولیانیف، رئیس Magnitostroy گفت: "ما از نظر فنی در عصر حجر گیر کرده ایم. ما باید تجربه آمریکایی ها را بپذیریم." آنها از دیدگاه خود دفاع کردند و تصمیم گرفته شد که فناوری را از کشورهای توسعه یافته سرمایه داری خریداری کنند. و در پایان سال 1929 هاسلبلات برای امضای قراردادهایی برای طراحی و تجهیزات به ایالات متحده فرستاده شد.

این کارخانه مجبور شد به مدت هفت ماه بدون مدیریت واقعی بماند که در نهایت بر موفقیت سایت ساخت و ساز معروف تأثیر گذاشت. دفتر سیاسی کمیته مرکزی CPSU (b) کمیسیونی را به ریاست معاون مدیر انجمن نووستال، یاکوف اشمیت، فرستاد تا آن را بررسی کند. وی از عدم مدیریت متمرکز کارها و اتلاف بودجه خبر داد. این حسابرس بود که بعداً به عنوان مدیر Magnitostroi منصوب شد، بنابراین صحبت از طمع شخصی شد. سرنوشت ویتالی الکسیویچ تعیین شد. تنها چیزی که از آن می ترسیدند "ترس دادن او در آمریکا" بود، بنابراین می خواستند به محض ورود به خانه او را از حکم او مطلع کنند.

پس از ایالات متحده، هاسلبلات از دیدن اینکه اوضاع در کوه مگنیتنایا چگونه پیش می رود، شوکه شد.

"چه کسی به فکر شروع ساخت و ساز در کارخانه کک با هشتمین باتری کوره کک افتاد؟ اولین کوره بلند کجا و باتری هشتم کجا؟ فاصله بین آنها بیش از یک کیلومتر است. چگونه می خواهید انتقال دهید. کک از این باتری تا اولین کوره بلند؟ آیا یک گالری نوار نقاله می سازید؟ آیا فکر کرده اید که هزینه آن چقدر خواهد بود؟ با هزینه آهن چدن چه می کند؟

او برای پاسخ به مسکو رفت. اما او به موقع به آنجا نرسید. او دقیقاً در قطار "به عنوان یک خرابکار فعال مگنیتوگورسک که رهبری یک گروه ضدانقلابی را بر عهده داشت" دستگیر شد. در سال 1931 او به مجازات اعدام محکوم شد که با 10 سال زندان در اردوگاه کار اجباری چیبیو جایگزین شد. او در آخرین یادداشت خود که مخفیانه به همسرش داده است، نوشته است: «عزیزم، بدان که من هرگز آگاهانه خرابکاری نکرده‌ام، در هیچ سازمانی نبوده‌ام، هرگز پول نگرفته‌ام... تمام شهادت من نتیجه روان پریشی است. تو خواهی فهمید."

гассельблат
© Из архива семьи

مردی که تحت رهبری او کل صنعت اورال بعد از جنگ داخلی مدرن شد و به طور سیستماتیک بازسازی شد، رئیس تیم طراحی کارخانه آهن و فولاد Magnitogorsk، در سال 1932 بر اثر خستگی درگذشت. در آن زمان او تنها 51 سال داشت.

بسیاری از اولین مدیران MMK به سرنوشت مشابهی دچار شدند. به عنوان مثال، اولین رئیس Magnitostroi، وادیم اسمولیانیف، 10 سال در یک اردوگاه زندانی شد، و در سال 1937، همان ناظر یاکوف شمیت به دلیل انجام "اعمال مضر در صنعت ذغال سنگ نارس" گناهکار شناخته شد و در همان روز به ضرب گلوله کشته شد. یک ماه بعد، یکی دیگر از سران Magnitostroi، نیکولای میشکوف، تیرباران شد.

ویتالی هاسلبلات در سال 1989 به دلیل نداشتن شواهدی دال بر جرم، به طور کامل بازسازی شد. پروژه این دانشمند به طور کامل اجرا شد، علاوه بر این، حتی از جسورانه ترین انتظارات نیز فراتر رفت.

ммк
© mmk.ru/ Магнитогорский комбинат сегодня, доменное производство

اگر از دستتان برنمی آید، کلمات ترانه معروف "Magnitka" از الکساندرا پاخموتووا و نیکولای دوبرونراوف را که توسط Lev Leshchenko خوانده شده است را به خاطر خواهید آورد:

همه چیز خواهد گذشت - خستگی، خاکستر و غم.
همه خواهند گذشت - فولاد برای همیشه باقی خواهد ماند.
فولاد قلب ها و شهرها،
فولاد واژه های نرم ما
و موشک هایی که به فاصله ای پر ستاره پرواز می کنند