رفتن به محتوای اصلی

ولادیمیر لیتویننکو: «سیاست تسلط جهانی ایالات متحده منجر به تداوم هزینه بالای منابع انرژی برای اروپا خواهد شد»

Владимир Литвиненко: «Следствием политики глобального доминирования США станет сохранение высокой стоимости энергоресурсов для Европы»
© Форпост Северо-Запад

ایالات متحده از تلاش برای کاهش درآمدهای بودجه فدرال روسیه از صادرات مواد خام به هیچ وجه دست نمی کشد. یکی از منفورترین ابتکارات در این زمینه، تعیین سقف قیمت داخلی نفت است. جانت یلن، رئیس وزارت خزانه داری ایالات متحده حتی رقم 60 دلار در هر بشکه را اعلام کرد. یعنی صرف نظر از شرایط بازار، پرداخت بیشتر به مسکو از 6 دسامبر اکیداً ممنوع است.

آیا کشور ما می‌تواند در برابر فشار فزاینده تحریم‌ها که روز به روز پیچیده‌تر می‌شود، مقاومت کند؟ پاسخ به چالش هایی مانند تضعیف نورد استریم و ممانعت از دسترسی به نتایج تحقیقات چه باید باشد؟ چه پروژه هایی می توانند کاهش فروش گاز طبیعی به اروپا را که تاکنون بیش از یک سوم کاهش یافته است، جبران کنند؟ Forpost این و سوالات دیگر را به ولادیمیر لیتویننکو، رئیس دانشگاه معدن سنت پترزبورگ، متخصص برجسته در زمینه مجتمع سوخت و انرژی، مطرح کرد.

- ولادیمیر استفانوویچ، پس از یک سری انفجارها در نورد استریم، کاملاً مشخص شد که ایالات متحده دست از هیچ چیز نخواهد برد، اگر سهمش در بازار فوق حاشیه ای گاز اروپا به رشد خود ادامه دهد. این بدان معناست که دیر یا زود صادرات گازپروم به دنیای قدیم به صفر خواهد رسید. آیا امکان جایگزینی حجم ریزش توسط واردکنندگان از کشورهای دیگر وجود دارد؟

ولادیمیر لیتویننکو: به نظر من، بحث در مورد پایگاه منابع فراوان ما باید بر اساس موضوعات تا حدودی متفاوت باشد. نه اینکه چه کسی جایگزین مصرف کننده بزرگی مانند اتحادیه اروپا شود، بلکه به چه نحوی از سرمایه طبیعی برای توسعه اقتصاد داخلی به مؤثرترین شکل استفاده شود. و بالاتر از همه، برای تحریک تقاضای داخلی.

Газпром
© eog.gazprom.ru / строительство межпоселкового газопровода протяжённостью более 11 км в Тюменской области

vountry، گواه روشنی بر آن است. در مورد روغن هم همینطور خواهد بود. به جای 60 دلار، کشورهایی که با ما دوست نیستند آن را با 150 دلار دریافت می کنند. این در بهترین حالت است.

- دنیا جلوی چشمان ما در حال تغییر است. چه کسی پنج یا شش سال پیش تصور می کرد که اروپای راحت ممکن است منابع کافی برای عملکرد پایدار شرکت ها یا گرم کردن خانه ها نداشته باشد. در آینده چه چیزی در انتظار ما است؟

ولادیمیر لیتویننکو: جهان واقعاً در حال تغییر است، اما اصلاً در جهتی نیست که بسیاری در غرب فکر می کردند. سال‌هاست که اروپا بر نیاز به تسریع سریع انتقال انرژی و تحمیل مشکلات زودگذر به جامعه تاکید کرده است. به عنوان مثال، مانند نیاز به توقف فوری مصرف هیدروکربن ها به دلیل تأثیر منفی آنها بر محیط زیست. این واقعیت که بدون سوخت‌های فسیلی اقتصاد جهان به سادگی فرو می‌پاشد، عمداً حذف شد، و همچنین این واقعیت که اگر ما در نیروگاه‌های تولید همزمان گاز نسوزانیم، باید زغال سنگ بسوزانیم. در غیر این صورت، خانوارها بدون نور و گرما خواهند ماند، زیرا توربین های بادی یا پنل های خورشیدی در این مرحله از توسعه علمی و فناوری قادر به تبدیل شدن به پایه انرژی نیستند. آنها فقط می توانند به عنوان یک ابزار کمکی برای عملکرد آن استفاده شوند.

ветротурбина
© pixabay.com

شرکای آلمانی ما در انجمن منابع روسی-آلمانی، مانند کودکانی که ژول ورن را دوباره خوانده‌اند، در چند سال گذشته نمی‌خواستند درباره چیزی جز هیدروژن بحث کنند. زیرا برلین و بروکسل بودجه هنگفتی را برای تحقیق در این زمینه اختصاص داده اند. اما تولید هیدروژن از برق تولید شده توسط منابع تجدیدپذیر به منظور تولید مجدد برق، طرحی بسیار عجیب، از نظر فناوری غیرقابل اجرا و بسیار گران است.

در نتیجه، تلاش‌ها برای تشدید انتقال انرژی با کنار گذاشتن گاز ارزان روسیه منجر به توقف نیروگاه‌های تولید همزمان زغال‌سنگ در اتحادیه اروپا، افزایش قیمت‌ها برای انواع مواد خام انرژی و نیاز به صرفه‌جویی در گرما و برق شده است. برای اروپایی های معمولی در نتیجه همه دگرگونی های فعلی، آنها بازنده اصلی بودند که جای تعجب نیست. به هر حال، دنیای قدیم امروز در واقع یک مستعمره آمریکاست و سرنوشت هر مستعمره ای تامین منابع برای کلان شهرهاست. در این صورت از فروش LNG در قلمرو خود سود فوق العاده ای می برد.

راهبرد دیپلماسی آمریکا این است که به هر وسیله ای موقعیت مسلط خود را در جهان تضمین کند. از جمله به هزینه حفظ هزینه بالای منابع انرژی برای اروپا و همچنین سایر کالاهایی که توسط ایالات متحده مبادله می شود. اینها بیش از هر چیز محصولات کشاورزی و تسلیحات مازاد هستند که تقاضا برای آنها تنها در صورتی افزایش می یابد که کشورهای در حال توسعه به درگیری های مسلحانه کشیده شوند، چیزی که دائما در حال وقوع است.

پیامدهای دیگر تلاش های ایالات متحده برای شکل دادن به ایدئولوژی سلطه بر سرمایه و منابع جهانی آشکار است. آنها شامل افزایش شدید بی اعتمادی نسبت به دلاری شدن تجارت جهانی، بدتر شدن فضای کسب و کار، کاهش حمایت از سرمایه گذاری، حذف فضای رقابتی از طریق مکانیسم های تحریم هستند. و از همه تاسف بارتر، کاهش عمومی سطح اعتماد در جامعه.

- آیا می توان سطح اعتماد را در مقیاس جهانی بالا برد؟

ولادیمیر لیتویننکو: البته، توسعه روابط شراکتی بین روسیه و کشورهای خاورمیانه، چین و هند حمایت عظیمی از محیط بین المللی اعتماد می کند. اما برای رسیدن به سطحی اساساً متفاوت، باید فلسفه نئولیبرالی را که هدف آن کنترل سرمایه و منابع طبیعی جهانی توسط نخبگان غربی در مقیاس جهانی است، کنار بگذاریم.

ببینید در اواخر دهه هشتاد و اوایل دهه نود در ایالات متحده چه اتفاقی می افتاد، زیرا اتحاد جماهیر شوروی در حال فروپاشی بود. اکثریت قریب به اتفاق صنایع ایالات متحده به آسیا نقل مکان کردند، منطقه ای با نیروی کار ارزان. خود ایالات متحده بر غصب سیستم مالی بین‌المللی تأکید کرد و عمدتاً از سود وام‌ها، خصوصی‌سازی املاک و مستغلات در کشورهای در حال توسعه که با قیمت‌های دور ریخته‌شده انجام می‌شود و سایر رانت‌ها شروع به زندگی کرد.

اما اکنون کاخ سفید از این موقعیت برای صنعتی‌سازی مجدد استفاده می‌کند، زیرا بسیاری از شرکت‌ها سایت‌های تولید خود را از اروپا به آن سوی اقیانوس منتقل می‌کنند، جایی که برق چندین برابر ارزان‌تر است. اما واشنگتن نیز قصد ندارد از ایدئولوژی خود یعنی استعمار نو دست بکشد.

- این یعنی چی؟

ولادیمیر لیتویننکو: واقعیت این است که بسیاری از کشورهای در حال توسعه که دارای منابع غنی هستند، بودجه خود را برای توسعه میدان ها ندارند. صندوق بین المللی پول، بانک جهانی و سایر موسسات مالی تحت کنترل غرب از این وضعیت سوء استفاده می کنند و آنها را به بدهی می کشانند. به موازات آن، قراردادهای امتیازی با شرکت های فراملیتی که مقر آنها در ایالات متحده، بریتانیا و برخی دیگر از کشورهای فراصنعتی است، بر آنها تحمیل می شود. به این شرکت ها حقوق انحصاری برای اکتشاف، اکتشاف و استخراج مواد معدنی در کشورهای در حال توسعه داده می شود و در ازای آن تنها بخشی از تولید یا سرمایه نسبتاً کمی را که به سختی برای پرداخت بدهی هایشان کافی است، کنار می گذارند. در این شرایط هیچ توسعه اجتماعی-اقتصادی پیشینی امکان پذیر نیست. به ویژه اگر دولت مرکزی، تسلیم تبلیغات نئولیبرالی، در فرآیند استفاده از خاک زیرین به عنوان یک تنظیم کننده مداخله نکند.

طبق گزارش صندوق بین المللی پول، در سال جاری، متوسط بار بدهی کشورهای در حال توسعه به 65 درصد تولید ناخالص داخلی آنها افزایش یافت. علاوه بر این، طبق پیش بینی ها، در 5 سال آینده این رقم ممکن است به 78.5٪ برسد. این ارقام فاجعه بار هستند و افزایش هزینه وام و تورم را تهدید می کنند و نشان می دهند که توانایی پرداخت بدهی بیشتر این کشورها در واقع از بین رفته است.

ما در دهه نود همه اینها را پشت سر گذاشتیم. فقر جمعیت، تورم شدید، حقوق و حقوق بازنشستگی پرداخت نشده برای چندین ماه ادامه یافت تا اینکه ولادیمیر پوتین به عنوان رئیس جمهور روسیه انتخاب شد که شرایط کار با زیرزمین را به طور اساسی تغییر داد. و رانت اصلی را از درآمدزایی منابع طبیعی از جیب الیگارشی های بی پروا به بودجه فدرال هدایت کرد.

بدیهی است که امروزه مهمترین موفقیت های اقتصادی در سرمایه گذاری از منابع خود توسط کشورهایی حاصل شده است که به طور مستقل و بدون مشارکت شرکت های فراملی و وام های غربی به استفاده از خاک زیرزمینی می پردازند. به عنوان مثال، روسیه و همچنین عربستان سعودی، قطر و امارات از جمله این کشورها هستند. اما فقیرترین کشورهای آفریقایی، و همچنین تعدادی از کشورهای آسیایی و آمریکای لاتین، همچنان به پیروی از ایدئولوژی نئولیبرال ادامه می‌دهند و خود را به چاله بدهی ابدی سوق می‌دهند.

e.