در 3 مه 1924، دانشمند شوروی الکساندر اوپارین، نظریه خود را در مورد منشأ حیات روی زمین به انجمن گیاه شناسی روسیه گزارش داد. جوهر فرضیه او تبدیل شیمیایی ماده غیر زنده به ماده آلی است. به اصطلاح آبگوشت اولیه.
در همان سال ولادیمیر اوبروچف رمان علمی تخیلی خود "سرزمین سانیکوف" را درباره یک واحه طبیعی شگفت انگیز با آب و هوای جنوب سیبری بسیار فراتر از دایره قطب شمال - در دهانه آتشفشانی در جزیره کوچکی در اقیانوس منجمد شمالی نوشت. اساس این "انکوباتور" زندگی، به گفته نویسنده، آبفشان ها بود.
تقریباً صد سال پس از دو رویداد توصیف شده، دانشمندان دانشگاه ولز جنوبی (سیدنی) در رسوبات چشمه های آب گرم در غرب استرالیا، قدیمی ترین آثار حیات در سیاره ما را کشف کردند. گیسریت یا سنگ متخلخل سیلیسی مخزن آبگوشت اولیه 3.48 میلیارد سال پیش بود. استرالیایی ها با کشف خود آستانه زمانی پیدایش حیات میکروبی از ترکیبات کربنی معدنی را تا 580 میلیون سال عقب انداخته اند.
اوبروچف ملاقات غیرمنتظره شخصیت های رمان با آبفشان را اینگونه توصیف کرد:
مسافران پس از عبور از چمنزار متقاعد شدند که تپه در میان دریاچهای کوچک برافراشته است، به طوری که تصور میشد یخ یا بارش برف از بین رفت. با دوربین دوچشمی میتوانستند ببینند که آب از تپهها چکه میکند
این یک آبفشان است، یک چشمه گرم متناوب، همانطور که اغلب در مناطق آتشفشانی زمین مشاهده می کنید.
به همین ترتیب سوپ از دیگ آشپز بدبخت "فرار" می کند. مقایسه سنگ با ظروف آشپزخانه نیز از نظر ترکیب داخلی ژیسریت قابل توجیه است - در غیر زنده نیز زندگی می کنند. این یک ماده متخلخل است که بیش از نیمی از همزیستی موجودات مختلف مانند جلبک های سبز آبی است. فقط در سیستم های هیدروترمال فعال می تواند وجود داشته باشد. هنگامی که آنها فعالیت خود را متوقف می کنند، زمانی که دیگر منبعی از آب زیرزمینی وجود ندارد، سنگ شروع به تخریب می کند.
حتی در منشاء ژیسریت، اجزای معدنی و آلی کاملاً در هم تنیده شده اند. این سنگ بر پایه اوپال یا سیلیس است، اما دانشمندان فسیل هایی پیدا کرده اند، یعنی بقایای فسیل شده از موجودات. همچنین ترکیبی از هر دو وجود دارد.
اولین پارک طبیعی جهان - یلوستون، در ایالات متحده، همان دهانه دهانه آبروچف است. فقط بسیار بیشتر در جنوب، در عرض جغرافیایی Derbent و ولادی وستوک. بر خلاف جزیره «سرزمین سانیکوف»، این قطعه زمین هرگز از تمدن بریده نشده است. حتی 11000 سال پیش، بومیان آمریکای شمالی به عنوان مکانی ایده آل برای شکار، ماهیگیری و استخراج ابسیدین، که برای ساخت ابزار برش و سلاح استفاده می شد، به منطقه پارک آینده علاقه مند شدند. از چشمه های آب گرم برای حمام کردن و پخت و پز استفاده می شد. با این حال، علائم فعالیت آتشفشانی - بخار و صداهای خاص - به عنوان سیگنال هایی از بالا درک می شد. همه چیز شبیه ساکنان "سرزمین سانیکوف" است.
در زمان امضای قانون ایجاد پارک ملی در سال 1872، قبایل هندی تقریباً به طور کامل از قلمرو منحصر به فرد آواره شده بودند. آنها به طور رسمی فقط حق شکار داشتند، اما حتی این در عمل نقض می شد. بعد از حدود 10 سال راه آهن وجود داشت و زیارت سیاحت آغاز شد.
زمانی که اوبروچف رمان معروف خود را نوشت، شرکت کنندگان سالانه در پارک یلوستون بیش از 100000 نفر بودند. امروز به طور پیوسته از 3-4 میلیون فراتر رفته است. مردم تقریباً به طور غریزی به چنین مکان هایی جذب می شوند، جایی که زمانی آبگوشت اولیه زندگی زمینی "جوشیده" بود. پترزبورگ ها برای آشنایی با نمونه ای از گایسریت آمریکایی نیازی به عبور از اقیانوس ندارند. سنگ از پارک یلوستون در نمایشگاه موزه معدن قرار دارد.


