رفتن به محتوای اصلی

آنچه نویسنده سرزمین سانیکوف در استپ های قزاقستان یافت

эоловые камни
© Форпост Северо-Запад/ Горный музей

دروازه جونگگار دالانی است به طول 50 کیلومتر و عرض 10 کیلومتر، بین آلتای و تین شان، بخش مهمی از شاخه اصلی جاده بزرگ ابریشم. اینجا قطب سیاره است - بیشترین فاصله از اقیانوس های جهان.

امروزه، کوتاه ترین مسیر راه آهن از اروپا به آسیا از طریق این «پورتال» می گذرد. انرژی شدید سایت توسط باد ثابت و قوی تامین می شود - طبیعت در اینجا یک تونل باد طبیعی ایجاد کرده است.

"ساحل"، جایی که شن و ماسه استپ های قزاق با کوه ها تلاقی می کند، پر از سنگریزه است که نه فقط توسط آب، بلکه توسط باد پردازش می شوند. به عبارت دقیق تر، از دانه های تیز شن ساخته شده است که با سرعت زیاد سنگ ها را نوازش می کند. بر خلاف آب، جریان هوا اثر مستقیم دارد و به همین دلیل است که سنگریزه های بادی دارای سطح آجدار هستند. از این قسمت می توانید جهت باد را در یک منطقه مشخص استنباط کنید.

ветрогранники
© Форпост Северо-Запад/ Горный музей

ولادیمیر اوبروچف، نویسنده و زمین‌شناس روسی، نه چندان دور از دروازه زونگاریان، اثری از معماری طبیعی را در سال 1907 کشف کرد. هوازدگی شباهتی از یک شهر بزرگ در چند ده کیلومتر مربع ایجاد کرد. در قطب خشکی جهان، قدرت آئولوس، ارباب بادها، ضعیف تر از جزایری به همین نام نبود که توسط هومر ستایش شده بود.

گزیده ای از ادیسه در مورد استقبال آئولوس از مسافران در خانواده اجدادی خود:

« به جزیره ایولیا رسیدیم؛ آنجا ساکن است
آیولوس نجیب، محبوب خدایان. <...>

"خز کشتی بزرگ من را با نخ نقره ای سفت کرده است...
آن را محکم بست تا یک نسیم هم نوزید.
از بادها؛ زفیر فقط با یک نفس گذرا فرمان نفس کشیدن را داد
«تا ما را در کشتی‌های روی آب بدرقه کنند.

фреска Возвращение Одиссея
© Возвращение Одиссея, фреска Пинтуриккио, 1508-1509 год

کوه ها دره را در ناحیه دروازه زونگاریان تنگ کرده اند که بدتر از یک رشته بادی نیست. نتیجه کار دقیق عنصر هوا توسط اوبروچف به تفصیل شرح داده شده است:

"خورشید در حال غروب بود که از بستر رودخانه خشک در پای هرارات گذشتیم و وارد این زنجیره از تپه های سیاه کم ارتفاع شدیم که همه پوشیده از قلوه سنگ و سنگ های فرسوده و تقریباً عاری از هر گونه پوشش گیاهی بود. <...>

ما مسافت زیادی را از روی این تپه‌های دلخراش رانندگی کردیم و در نهایت به دامنه جنوبی زنجیره رسیدیم، جایی که زمین ظاهری بسیار متفاوت داشت که ما را با اصالت خود شگفت‌زده کرد. انگار در خرابه های یک شهر باستانی بودیم. طوری که انگار در خیابان هایی با ساختمان های عظیم آسیایی، با قرنیزها و ستون ها، اما بدون پنجره، در حال رانندگی هستیم. <...>

در اینجا خیابان ها و خطوط با طول ها و عرض های مختلف به طور متناوب به یکدیگر می پردازند و در برخی مکان ها میدان هایی با دیوارهای عظیم به ارتفاع 2-3 طبقه، با قرنیزها، با هسته های گرد بیرون زده از دیوارها، برج هایی - مدور و مربعی - متفاوت وجود دارد. اندازه ها، اهرام و ستون ها به صورت تکی و گروهی».

Джунгарский Алатау
© Джунгарский Алатау / Ivan Oleynikov, unsplash.com

نویسنده هیچ اثری از زندگی پیدا نکرد، اما سنگ های آغشته به روغن را دید. اگر این شهر در زمان های قدیم مسکونی می شد، ذخایر زیرزمینی به گرمایش، روشنایی و حتی دفاع کمک می کرد. شناخته شده است که در اوایل قرن چهارم قبل از میلاد، چینی ها از نوعی "کوکتل مولوتف" برای دفع عشایر استفاده می کردند.

از آثار دو کفه ای آب شیرین یافت شده، اوبروچف به این نتیجه رسید که این شهر زمانی آب آشامیدنی داشته است. طبیعت از همه چیز لازم برای زندگی مراقبت کرده است. حتی بیشتر - ساختارهای طبیعی عجیب و غریب محیط زیبایی را ایجاد می کنند که ممکن است از مجسمه سازان و معماران باستانی الهام گرفته شده باشد.

مکانی ایده آل برای یک کلان شهر باستانی، "شکم زمین" در مرز بین بخش های غربی و شرقی اوراسیا. درست است که اوبروچف در شهر آئولیا اثری از انسان پیدا نکرد. با این حال، او یک باستان شناس نبود، و جستجوی فشرده برای آثار باستانی در دره Dzungarian تنها پس از جنگ جهانی دوم آغاز نشد.

او گفت که شرکت کنندگان در اکسپدیشن هایی به آسیای مرکزی و شرقی در زمان مبارزات اوبروچف، "به دنبال کارهای دورتر و جالب تر در تبت، نانشان، کونلون" بودند.شاید هنوز نشانه هایی از زندگی در شهر وجود داشته باشد.

نمونه‌های معمولی از سنگریزه‌های بادی یا آسیاب‌های بادی را می‌توان در موزه دانشگاه معدن سنت پترزبورگ مشاهده کرد.