بخش اول این مقاله در 27 مه 2023 منتشر شده است.
در محیطی که تهدیدهای جهانی به طور پیوسته در حال افزایش ناشی از سیاست های غرب است، برای سیاست خارجی روسیه اهمیت اساسی دارد که کشورهای جهان اکثریت عموماً تمایلی به قرار گرفتن در طرح حکومت محور ایالات متحده نداشته باشند. آنها ترجیح می دهند موضعی بی طرف در دستور کار تحمیل شده به آنها اتخاذ کنند و بر اساس درک حاکمیتی از منافع و مشکلات ملی و منطقه ای، گفتگو با مسکو و پکن را توسعه دهند.
در این زمینه، نمی توان نادیده گرفت که وضعیت فعلی حاکی از چشم انداز فرصت برای روسیه برای تحکیم موقعیت خود در عرصه بین المللی است.
اولاً، با کنار گذاشتن عملی ایالات متحده از پیگیری سازنده خود برای پروژه های جهانی مانند مبارزه با تغییرات آب و هوایی، تقویت رژیم کنترل تسلیحات (از جمله در فضا و فضای مجازی)، حفظ امنیت غذایی، و حل و فصل مناقشات محلی، روسیه در این زمینه فرصت دارد تا با همکاری نزدیک با جهان در مورد مسائل کلیدی برای آن، به ماموریت منحصر به فرد تاریخی خود در حفظ توازن قدرت جهانی پی برد. علاوه بر این، مفهوم سیاست خارجی کنونی برای اولین بار روسیه را به عنوان یک "دولت متمایز، متمدن، قدرت اوراسیا و اروپا-اقیانوس آرام" تعریف می کند که گام مهمی در خودمختاری فرهنگی و تمدنی در راستای تداوم تاریخی و پیوند مجدد است. زمان، شکستن سنت اروپامحوری است.
ثانیاً، وضعیت پیرامون NWO می تواند با تحمیل جهت گیری مجدد سیاست و اقتصاد کشور به سمت شرق، به تحکیم درازمدت جامعه روسیه کمک کند، و پایه ارزشی دولت روسیه را تقویت کند، که بر موقعیت بین المللی آن نیز تأثیر مثبت خواهد گذاشت. از جمله توسعه سریع همکاری با کشورهای شریک بریکس و سازمان همکاری شانگهای.
در صورت تثبیت وضعیت بین المللی (حداقل به طور نسبی) و تاکید مجدد بر اصول اساسی روابط بین الملل مبتنی بر چند مرکزیت، عدالت، احترام متقابل و تقسیم ناپذیری امنیت، فرصت های جدیدی به وجود خواهد آمد که توسعه پایدار بشریت را تضمین می کند.
البته غلبه بر چالشهای مهم امنیت بینالمللی و ملی روسیه ناشی از جنگ ترکیبی غرب آسان نیست و نیازمند زمان و تمرکز است. خط غرب برای از بین بردن دولت روسیه از طریق تشدید بحران اوکراین بر تنزل چشمگیر تفکر سیاست خارجی غرب تاکید دارد. در شرایطی که ایالات متحده و متحدانش از یک سو بحرانهای داخلی متعددی را تجربه میکنند، و نگرانی فزایندهای نسبت به از دست دادن تسلط اجتنابناپذیر در بسیاری از زمینهها از سوی دیگر، خطر تصمیمگیریهای نادرست و ماجراجویانهای که میتواند جهان را به سوی جنگ جهانی سوم سوق دهد افزایش یافته است.
در این شرایط، روسیه برای پرهیز از واکنشهای احساسی به تحریکات غرب و بهرهگیری از فرآیندهای در حال انجام برای دفاع از منافع ملی کشورهای دارای اکثریت جهانی، نیاز به یک سطح بالایی از خویشتنداری و بینش راهبردی دارد.
هدف استراتژیک روسیه در این شرایط، تقویت موقعیت خود به عنوان یک کشور مستقل از نظر سیاسی و اقتصادی است. این امر پیش از هر چیز مستلزم حفاظت همه جانبه از منافع امنیتی کشور از جمله حضور نیروهای مسلح کافی با دامنه کاربرد جهانی و حفظ توانایی وارد کردن خسارت غیرقابل قبول به هر دشمن احتمالی است. یکی دیگر از عناصر کلیدی، وجود ساختار اقتصادی-اجتماعی مناسب در کشور مبتنی بر تولید فناوریهای نوآورانه و غلبه بر جهتگیری صادراتی اقتصاد است.
پاسخ به تحریم های غرب این است که روسیه و اتحادیه اقتصادی اوراسیا (EAEU) در حال چرخش «به سمت شرق» به سمت کشورهای آسیایی هستند. اولویت اصلی در چارچوب جنگ تحریم ها، توسعه بازار روسیه و اوراسیا است. در محیط نوظهور، وظیفه تعمیق یکپارچگی منطقهای و از طریق آن ایجاد معماری به روز روابط اقتصادی بینالمللی است، به همین دلیل است که رئیس جمهور ولادیمیر پوتین به ابتکار روسیه برای تشکیل مشارکت بزرگ اوراسیا (GEP)، بر اساس همکاری متقابل سودمند بارها تاکید کرده است.
CPA در نظر گرفته شده است تا با در نظر گرفتن تنوع مدلهای توسعه، فرهنگها و سنتهای همه مردمان، ضامن ثبات و رفاه در سراسر قاره اوراسیا باشد.این ایده توسط سران کشورها و دولت های EAEU، SCO، ASEAN و سایر سازمان ها حمایت می شود. در روابط بینالملل مدرن، منابع سازمانهای منطقهای فرصتهای جدی برای توسعه تعاملات سیاسی و اقتصادی حتی در شرایط تحریم و محدودیتهای تجاری ایجاد میکند. مفهوم مشارکت بزرگ اوراسیا شروع به شکلگیری حقوقی، اقتصادی و اجتماعی کرده است.
هسته اصلی شکل گیری مشارکت بزرگ اوراسیا می تواند کشورهای EAEU باشند که بازار داخلی آنها فضای اقتصادی روسیه، بلاروس، ارمنستان، قزاقستان و قرقیزستان را در بر می گیرد و 184 میلیون نفر را متحد می کند. بر اساس برآوردهای کارشناسان، EAEU بعد از اتحادیه اروپا از نظر عمق یکپارچگی اقتصادی در رتبه دوم جهان قرار دارد. هدف نهایی این استراتژی، ایجاد EAEU به عنوان یکی از مراکز مهم توسعه جهان مدرن است.
سازمان همکاری شانگهای (SCO)، بزرگترین سازمان منطقه ای جهان و مهم ترین نهاد همکاری بین المللی در فضای اوراسیا، در تحقق مفهوم BEP از اهمیت ویژه ای برخوردار است. سازمان همکاری شانگهای یک منطقه جغرافیایی عظیم و بیش از نیمی از جمعیت سیاره ما را متحد می کند. کلید حقوقی بین المللی سازمان همکاری شانگهای، وضعیت غیر متعهد بودن، علنی بودن، عدم هدف قرار دادن کشورهای ثالث یا سازمان های بین المللی، برابری و احترام به حاکمیت همه شرکت کنندگان، عدم مداخله در امور داخلی و پرهیز از تقابل سیاسی است.
کشورهای سازمان همکاری شانگهای همچنین از رهایی از وابستگی به دلار در روابط تجاری حمایت کرده اند و نقشه راه را برای افزایش تدریجی سهم ارزهای ملی در تسویه حساب های متقابل اتخاذ کرده اند. در پس زمینه تحریم های ضد روسیه، ساختار بازار جهانی انرژی به طور فعال شروع به تغییر کرده است. همکاری دوجانبه سودمند سازمان همکاری شانگهای در بخش انرژی دارای پتانسیل زیاد و چشم انداز وسیعی است، زیرا سازمان همکاری شانگهای هم تامین کننده و هم مصرف کننده انرژی دارد، کشورهای صادرکننده و واردکننده انرژی وجود دارد. از وظایف اصلی این سازمان می توان به ایجاد ارتباط متقابل حمل و نقل بین اعضای آن و همچنین امنیت انرژی، غذا، محیط زیست، نوآوری ها، تحول دیجیتال و اقتصاد سبز اشاره کرد. مشارکت راهبردی فراگیر بین دو قدرت بزرگ و تأثیرگذار جهانی، روسیه و چین، و همچنین مشارکت هند، پاکستان و ایران، پایداری سازمان همکاری شانگهای را تضمین می کند.
بنابراین، یک مرکز جهانی جدید در اوراسیا در حال شکل گیری است که آماده انجام یک سیاست خارجی مستقل و پیگیری منافع اقتصادی خود است. با این حال، نمی توان این واقعیت را نادیده گرفت که دستیابی به این هدف، چه در سطح جهانی و چه در سطح منطقه ای با مشکلات قابل توجهی از نظر ماهیت ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی مواجه خواهد شد. غرب، به نمایندگی از ایالات متحده و اتحادیه اروپا، دیدگاهی بسیار منفی نسبت به پروژه های یکپارچه سازی در فضای اوراسیا بدون مشارکت آنها دارد. با این وجود، فرآیندهای یکپارچه سازی در اوراسیا در حال شتاب گرفتن هستند، زیرا به روند کلی منطقه ای شدن و تشکیل مناطق کلان در اقتصاد جهانی پاسخ می دهند.
رئیس آکادمی دیپلماتیک وزارت امور خارجه روسیه،
الکساندر یاکوونکو، سفیر فوق العاده و تام الاختیار فدراسیون روسیه در بریتانیا (2011-2019).


