بهار گذشته، ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، فرمانی را در مورد بهبود سیستم آموزش عالی امضا کرد که هدف آن بهبود کیفی فرآیند آموزش پرسنل برای نیازهای بلندمدت بخش های مختلف اقتصاد ملی است. دانشگاه معدن سنت پترزبورگ امپراتور کاترین کبیر یکی از شش شرکت کننده در پروژه آزمایشی شد. دانشجویان سال اول آن در حال حاضر تحت برنامه های درسی جدید به عنوان بخشی از انتقال به آموزش عالی پایه مهندسی تحصیل می کنند.
«فورپست» تصمیم گرفت بداند چه تغییرات خاصی در آنها رخ داده است و آیا واقعاً کشور شروع به کنار گذاشتن نظام دو لایه ای که از غرب در زمان خود به ما تحمیل شده است کرده ؟ به هر حال، خود اروپایی ها در بحث در مورد به موقع بودن و مرتبط بودن این مرحله نکته عجیبی را مطرح کردند. در ماه مارس، آنها به اصطلاح "برنامه دیپلم اروپایی" را تصویب کردند که مستقیماً به تلاش برای اصلاح کاستی های آشکار فرآیند بولونیا مرتبط بود. بر کسی پوشیده نیست که این تصمیم نه تنها با کاهش گسترده کیفیت آموزش فنی، بلکه با شروع یک پروژه آزمایشی در روسیه تحریک شده است.
برخی از فرضیههای نوآوریهای پیشنهادی توسط کمیسیون اروپا تقریباً شبیه مدلی است که امروز در دانشگاه معدن اجرا شده است. اینها شامل ادغام نزدیکتر با کارفرمایان، کسب شایستگی های اضافی و اصل آموزش بین برنامه ای است.
کلیه دختران و پسران جوان ثبت نامی سال اول قدیمی ترین دانشگاه فنی کشورمان طبق برنامه درسی واحد تحصیل می کنند. این "هسته" آموزش عالی مهندسی است که تسلط بر آن 4 ترم اول طول می کشد. در چارچوب آن، دانشجویان یک ماژول از 13 آموزش عمومی و 12 رشته فنی عمومی، از جمله برنامه "صلاحیت علمی پایه" را میگذرانند.
برای هر گروه دانشجویان یک مربی آموزشی، یعنی یک سرپرست با اختیارات گسترده تعیین میشود. وظیفه او این است که به جوانان کمک کند تا با محیط جدید دانشگاهی سازگار شوند، به آنها کمک کند تا پتانسیل خلاقانه خود را شکوفا کنند، و آموزش اخلاقی را برای مربیان خود فراهم کند، که به طور کلی یکی از ارکان اصلی آموزش است.
در پایان ترم 4، دانش آموزان گواهی تسلط بر "هسته آموزشی"را دریافت می کنند، پس از آن، در صورت تمایل، می توانند پروفایل آموزشی انتخاب شده قبلی را تغییر دهند. این ابتکار با این واقعیت مرتبط است که در پایان سال دوم تحصیل دانشجویان بدون شک می توانند انتخابی با انگیزه تر داشته باشند. سپس از ترم پنجم شروع به مطالعه رشته های تخصصی خود و کسب صلاحیت های حرفه ای اضافی مانند آشنایی با نرم افزارهای مورد تقاضا در صنعت و همچنین تسلط بر مهارت های عملی لازم می کنند.
زمان در نظر گرفته شده برای دوره های کارآموزی به 40 هفته افزایش یافته است. محتوای کیفی دوره های کارآموزی نیز به دلیل معرفی قالب جدیدی از روابط بین دانشگاه و شرکای تجاری آن تغییر کرده است. به ویژه، سایت تولید، که در آن جوانان تجربه کسب می کنند که هم توسط نماینده شرکت و هم یک مدرس دانشگاه مدیریت می شود. این دیگر یک ناظر ساده نیست، بلکه یک ناظر حرفه ای است که جایگزین او در سال سوم تحصیلی می شود و همه کارهای دانش آموزان را از نظر کسب مهارت و تجربه هماهنگ می کند.
الزامات محتوای کار صلاحیت نهایی نیز اصلاح شده است. دفاع از آن اکنون در سه بخش فنی، اقتصادی و علمی انجام می شود و در شوراهای جداگانه برگزار می شود.حضور نماینده شرکتی که دانشجو در آن دوره خود را گذرانده بود شرط اجباری شد. به هر حال، این بسیار شبیه به استانداردهای شوروی است که ادغام نزدیک تر آموزش عالی و بخش واقعی اقتصاد را پیش بینی می کرد.
Forpost از ولادیمیر لیتویننکو، رئیس دانشگاه معدن سن پترزبورگ پرسید که چرا اروپا شروع به نگاه دقیقتر به آنها کرده است و به تدریج ایدههای خود را که در بیانیه بولونیا آمده است، کنار میگذارد.
- ولادیمیر استفانوویچ، آیا واقعاً شاهد بازگشت نسبی به الگوی آموزش شوروی هستیم؟ ایجاد موسسه مربیگری، افزایش مدت زمان فعالیت های صنعتی - همه اینها بسیار شبیه به زمان اتحاد جماهیر شوروی است .
ولادیمیر لیتویننکو: وظیفه ای که رئیس جمهور برای ما تعیین کرده است این است که بهترین تجربه شوروی را به کار بگیریم، اما دستاوردهای دهه های اخیر را از دست ندهیم. من مطمئن هستم که این همزیستی که اکنون در چارچوب پروژه آزمایشی ایجاد می کنیم، به ما امکان می دهد به اهداف خود برسیم. در مورد کیفیت آموزش روسی و به ویژه شوروی، همیشه موضوع اصلی مورد توجه کل جامعه جهانی بوده و هست.
هدف ایدئولوژی دولت در دوران اتحاد جماهیر شوروی تربیت افرادی بود که قادر به خلقت از طریق تفکر قیاسی بودند. معلم-مربی در تمام مراحل فرآیند آموزشی توانایی یافتن موازی ها و ارتباطات منطقی بین اشیاء، پدیده ها یا مفاهیم مختلف را در آنها شکل می دهد. این رویکرد مهارت های تفکر عملی، توانایی در نظر گرفتن و حل مسائل واقعی را با جزئیات و ارزیابی آنها به روشی چند وجهی ایجاد کرد. این به تحقق مؤثر پتانسیل خلاق دانش آموزان کمک کرد ، توانایی های ارتباطی آنها را هم در سطح حرفه ای و هم در سطح شخصی افزایش داد ، علاقه به خواندن را القا کرد. در نتیجه، آنها شروع به تصمیم گیری متفکرانه تری کردند، از جمله، با تکیه بر نظرات خود، که زندگی آنها را زنده تر و سرزنده تر کرد.
- آیا متقاضیان فعلی با همتایان خود در 30 سال پیش تفاوت دارند؟
ولادیمیر لیتویننکو: بر اساس نتایج جلسه اول، ما تجزیه و تحلیل دقیقی از مشکلات اساسی مدرسه و آموزش عالی انجام دادیم. لازم به ذکر است که دانش آموزان سال اول ما - شرکت کنندگان در پروژه آزمایشی، که بیش از 2 هزار نفر از آنها وجود دارد، دارای نمره امتحانات نهایی نسبتاً بالایی بوده و اکثراً در برنامه آموزشی آموزش عالی مهندسی (شش سال قبل) ثبت نام کرده اند. به عبارت دیگر، اینها دانش آموزانی هستند که سطح تحصیلات مدرسه ای بالاتر از متوسط دارند.
در عین حال، بسیاری از آنها افکار خود را به خوبی فرموله نمی کنند، نمی توانند آنها را به وضوح به صورت شفاهی یا نوشتاری بیان کنند، نمی توانند آنچه را که دیده اند یا شنیده اند به وضوح منتقل کنند. برخی از دانش آموزان خود را موضوع سرنوشت خود نمی دانند، یعنی اهداف روشنی را تعیین نمی کنند، آمادگی مقاومت در برابر فشار خارجی را ندارند. ابزارهای آموزش مدارس مانند تبلت، آنها را برای نوشتن و فکر کردن بی حس کرده است. آنها از معلم انتظار پاسخ درست را دارند و اغلب نمی توانند به طور انتزاعی فکر کنند.
وجود چنین شکاف هایی نتیجه سوگیری در روش شناسی آموزش مدرسه ما نسبت به توسعه تفکر دیجیتال در کودکان و نوجوانان است. به نظر من مدرسه عالی مهندسی گروگان تفکر دیجیتال متقاضیان ماست. دانش بنیادی در فیزیک، شیمی، ریاضیات، و به طور کلی، ایده جهان اطراف ما را باید در جوانان نه در دیوارهای دانشگاه، بلکه خیلی زودتر از آن نهادینه کرد.
کارکردهای حیاتی هوشیاری، مانند «من معتقدم»، «فکر میکنم»، به دلیل فعالیت کم گفتاری و انتقال به یک سیستم مبتنی بر آزمون ارزیابی دانش باقیمانده محدود هستند. به هر حال، این یک مشکل ساده نیست که ما فکر می کنیم. ما در دانشگاه نیز از آزمونها استفاده میکنیم، اما قبل از آنها یک روش پذیرش وجود دارد، که به معلم اجازه میدهد تا تمام اطلاعات لازم را در مورد عمق دانش دانشآموز از این یا آن رشته به دست آورد.
خود سیستم تست نیاز به یک بازنگری اساسی دارد. وظیفه اصلی آن تعیین آستانه مجموعه ای از الزامات است، نه سطح تسلط بر یک موضوع ، چیزی که ما باید برای آن تلاش کنیم. هوش مصنوعی یک برنامه است نه یک ذهن. آموزش و پرورش باید به تفکر آنالوگ بازگردد تا امیدی به رنسانس خالقان باشد.
- ادعای اصلی فرآیند بولونیا این بود که برای آموزش متخصصان مهندسی بسیار ماهر نبود. گویا خود اروپا نیز به این موضوع پی برده است. حداقل، اگر ابتکار جدید کمیسیون اروپا - "برنامه دیپلم اروپایی" را تحلیل کنیم، این نتیجه ای است که می توان گرفت.
ولادیمیر لیتویننکو: بدیهی است که کمیسیون اروپا تعصب آموزش اروپایی را نسبت به مؤلفه مهندسی پیش بینی می کند. در عین حال، همه ذینفعان اتحادیه اروپا به خوبی می دانند که چنین طرح بلندپروازانه ای با کمبود معلمان واجد شرایط مواجه خواهد شد که نه تنها می توانند دانش نظری را از طریق سخنرانی به دانش آموزان منتقل کنند، بلکه آن را از طریق تجربه صنعتی شخصی نیز تقویت کنند.
چنین استادی باید مهارت های یک مربی را داشته باشد و بتواند آنها را عملی کند و ایدئولوژی متمرکز بر خودسازی در بخش تولید را مجسم کند. برای این منظور، کمیسیون اروپا بهبود چارچوب قانونی و اداری، بهبود مکانیسم های تضمین کیفیت و جذابیت مشاغل را هم در آموزش عالی و هم در محیط کار در نظر می گیرد. خود این برنامه ابزارهای مالی جدیدی را برای حمایت از اجرای "دیپلم اروپایی" نشان خواهد داد.
"forpost" به زودی به انتشار مطالب اختصاص یافته به نوسازی سیستم آموزش عالی روسیه ادامه خواهد داد.





