آیا ممکن است یک نفر سرایندهی سرودهای ملی سه کشور و یک ایالت باشد؟ پاسخ این معما ساده است – البته که ممکن است، اگر او در اواسط قرن نوزدهم در بنگال غربی به دنیا آمده باشد، اولین برندهی غیراروپایی جایزهی نوبل باشد و نامش رابیندرانات تاگور باشد.
بنابراین، سرودهای ملی که امروزه اجرا میشوند عبارتند از: سرود ملی هند «جان مردم»، سرود ملی بنگلادش «بنگال طلایی من» (بنگلادش – بنگال شرقی)، سرود ملی سریلانکا «مادر سریلانکا» و سرود ملی خود بنگال «سرزمین و آب بنگال».
ما اصلاً در مورد این سرزمین که جمعیت آن کمی کمتر از فدراسیون روسیه است چه میدانیم؟ ببرهای بنگال، آتش بنگال، شاید کسی نقاشی واسیلی ورشچاگین «تیرباران سپاهیان» را به یاد بیاورد. این در واقع تیرباران افسران ارتش بنگال است – سرکوب اولین قیام علیه انگلیسیها برای استقلال.
و البته بدون الههی کالی. ایندیانا جونز به طرز معجزهآسایی از چنگ کاهنان او گریخت. تصویر افسانهای یک زن دنداننیشدار با سر بریده در دست و گردنبندی از جمجمهها واقعاً تأثیرگذار است. اما در بنگال غربی او محبوب است و جشن اصلی به افتخار او برگزار میشود. برخلاف هالیوود، هندیها معتقدند که او از آنها در برابر شیاطین محافظت میکند. از جمله شیاطین آمریکایی.
در اوایل ماه مارس بود که هیئتی از دانشگاه معدن سن پترزبورگ به این کشور جهنمی سفر کردند. این بازدید متقابل بود – شش ماه پیش یک هیئت نمایندگی هندی برای شرکت در اجلاس سران روسا و دانشمندان کشورهای بریکس آمده بودند. و تحت تأثیر زیرساختهای دانشگاه، از آنها دعوت کردند که به کشورشان بیایند. اولین توقف شهر خارگپور بود که یکی از بهترین موسسات فناوری هند در میان 25 موسسه در هند در آن قرار دارد.
میهمانان پترزبورگی، یکشنبه، توسط یک آشنای قدیمی – رئیس دانشکدهی معدن، پروفسور بیسواجیت سامانتا، به همراه تمام تیمش استقبال شدند. با وجود روز تعطیل، همهی استادان و دستیاران برای نشان دادن دوازده آزمایشگاه خود به سر کار آمده بودند.
این آزمایشگاهها عبارتند از:
آزمایشگاه ژئومکانیک و بررسی خواص فیزیکی-مکانیکی سنگها
آزمایشگاه تهویهی صنعتی و آئرولوژی معادن
آزمایشگاه توسعهی معادن و انفجار
آزمایشگاه مدلسازی کامپیوتری دینامیک سنگها.
این دانشکده، که در اینجا دپارتمان نامیده میشود، تحقیقات مشترک، تبادل دانشجو و دانشجوی دکتری، و فعالیتهای انتشاراتی و مشاورهای بینالمللی را با شرکایی مانند دانشکدهی معدن کلرادو، آزمایشگاه ملی لوس آلاموس، و دانشگاه فنی مونیخ انجام میدهد. در سال 2024، این فعالیتها 80 میلیون روپیه (امروز 1 روپیه – 1 روبل) علاوه بر بودجهی دولتی برای دانشکده به ارمغان آورد. دلیلی وجود دارد که باور کنیم توافقنامههای سودمند متقابل، پترزبورگ و بنگال را در سال 2025 به هم پیوند خواهند داد.
مارات روداکوف، معاون برنامههای ویژه، گفت: «هیئت ما به خارگپور نرفت که صرفاً با همکاران هندی آشنا شود، بلکه برای تعیین زمینههای مشخص همکاری که میتوانیم از همین امسال شروع به اجرای آنها کنیم، رفت. دنیای علم اکنون چنان پویا است که فقط کسی برنده میشود که زمان را از دست ندهد. با توجه به پتانسیل دانشگاه معدن، ما پیشنهادهای مشخصی در مورد مشارکت دانشجویان هندی در مدارس تابستانی انگلیسیزبان ما، سازماندهی یک مجمع روسی-هندی دانشجویان دکتری و دانشمندان جوان، و تهیهی مشترک شمارههای موضوعی مقالات علمی برای انتشار در نشریات معتبر ارائه کردیم.»
در دپارتمان مهندسی معدن 435 دانشجوی کارشناسی، 44 دانشجوی کارشناسی ارشد و 35 دانشجوی دکتری تحصیل میکنند. همهی آنها از طریق سیستم سختگیرانهترین گزینش عبور کردهاند. دلیلش این است که برای رشتههای فنی که در شبکهی موسسهی فناوری هند، از جمله خارگپور، قرار دارند، قوانین ویژهای برای پذیرش وجود دارد. سالانه حدود چهار میلیون داوطلب درخواست پذیرش در دانشگاههای پولی را ارائه میدهند، در حالی که دقیقاً چهل هزار صندلی وجود دارد. یعنی از هر صد متقاضی، یک نفر در نهایت تحصیل خواهد کرد.
آزمونها در دو مرحله برگزار میشوند. مرحلهی اول – مشابه کنکور سراسری ما با سه درس – ریاضی، شیمی و فیزیک، برای ورود به فهرست کوتاه، مرحلهی دوم – همچنین کتبی، اما عمیقتر و با در نظر گرفتن تمام نمرات مدرسه. به هر حال، بعداً برای دانشجویان دکتری که معمولاً برای تدریس در دانشگاه میمانند، غربالگری ملایمتر است – از هر صد نفر، ده نفر باقی میمانند. (به هر حال، بورس تحصیلی آنها 45 هزار روپیه است).
این هیجان دو دلیل دارد – معتبرترین مشاغل در هند پزشک، وکیل و مهندس هستند. حتی در بازار ازدواج، این سه شغل در صدر قرار دارند. وقتی والدین دخترشان را به پسری میدهند، قبل از هر چیز میپرسند که او چگونه او را تأمین خواهد کرد. حقوق مهندسان، که هم شرکتهای دولتی و هم خصوصی فعال در استخراج و فرآوری منابع طبیعی به دنبال آنها هستند، به طرز سرسامآوری بالا است.
در هند، مانند روسیه، تقریباً تمام جدول مندلیف وجود دارد. در بنگال غربی بزرگترین ذخایر زغال سنگ، سنگ آهن، منگنز، سیلیکون، سنگ آهک، خاک رس چینی، دولومیت وجود دارد. معادن این ایالت و دو ایالت همسایه – بیهار و اوریسا – دارای بزرگترین ذخایر جهانی بوکسیت، سنگ معدن کروم و میکا هستند. ذخایر زغال سنگ بنگال غربی در لایهی زغال سنگ رانیگونی متمرکز شده است. در حال حاضر 93 معدن در این ایالت فعال هستند. دفاتر مرکزی شرکتهای معدنی دولتی مانند Coal India Limited و Hindustan Copper Limited در کلکته (پایتخت ایالت) قرار دارند.
کلکته، هوراه و دورگاپور مراکز مهم صنایع سنگین و سبک، تولید فولاد، چدن، آلومینیوم هستند. امروزه ایالت بنگال غربی در تولید فروسیلیس در کشور پیشرو است. به لطف سیاستهای صنعتی دولت هند و تعرفههای پایین انرژی، کارخانههای متالورژی جدیدی در بنگال غربی در حال راهاندازی هستند. حجم تقریبی تولید ماهانه 15000 میلیون تن است که بالاترین میزان در کشور است.
شغل معتبر و پرتقاضای معدنکاری یک عنصر مهم دیگر نیز دارد. تقریباً مشابه پوشیدن یونیفرم در دانشگاه معدن. در دانشگاه پترزبورگ، این نه تنها یک سنت، بلکه عنصری از برابری اجتماعی است.
همهی ما در مورد سیستم کاست میدانیم. کاستهای بالایی وجود دارند – برهمنها – کاهنان، کشاتریاها – جنگجویان، و نجسها – دالیتها، که اجدادشان قرنها در زبالهها میگشتند. قانون برابری حقوق مصوب 1951 همهی افراد را فقط روی کاغذ برابر کرد. بنابراین – به لطف دانشگاههایی مانند دانشگاه خارگپور، سنتهای تبعیضآمیز در حال محو شدن هستند. هم به این دلیل که سهمیهی دولتی برای کاستهای «پایینتر» وجود دارد (برای آنها پیدا کردن پول برای مدرسهی خصوصی دشوارتر است)، و هم به این دلیل که دولت تصمیم گرفته است سیستم کاست را وارونه کند.
اکنون در کشور، فردی با هر پیشینهی خانوادگی، اما دارای تحصیلات عالی، کاست برتر محسوب میشود. و این هم لطفاً، در خوابگاههای دانشگاه پر از داستانهای تازهای در مورد اتاقهایی است که در آن، به عنوان مثال، دختران ممتاز از اقشار مختلف اجتماعی زندگی میکردند، اما در عین حال هم در دانشگاه دوست بودند و هم بعداً دوست هستند. اکنون مجوز ورود به نخبگان کشور را مدرک تحصیلی فرد میدهد، نه اصل و نسب او.
به هر حال، تأیید این موضوع – تضاد بین خود شهر و حومهی آن – محوطهی دانشگاهی که در پشت حصارها با نگهبانان گسترده شده است. در اینجا در محوطهای به مساحت یک و نیم کیلومتر مربع خیابانهای تمیز وجود دارد. چمنهای سبز آراسته و زمینهای ورزشی. کافهها و رستورانهای اختصاصی که مطمئناً در آنها مسموم نخواهید شد. بله، اکنون فقط ده درصد از جمعیت یک و نیم میلیاردی کشور اینگونه زندگی میکنند، اما هر کسی شانس دارد.
در واقع، این فقط مقدمهای برای این بازدید بود. صبح روز بعد در دفتر سرپرست موقت دانشگاه، خانم رینتو بانرجی، روسای همهی واحدهای ساختاری گرد هم آمدند تا خود را معرفی کنند و برنامهی کاری را تنظیم کنند. این برنامه شامل بازدید از اکثر دانشکدهها، آزمایشگاهها و مراکز علمی، جلسات کاری، ارائهی امکانات از هر دو طرف بود.
اگر بخواهیم جلوتر برویم، با توجه به گرمی کلی پذیراییها، میتوان با اطمینان گفت که شعار محبوب قرن گذشته «هندی روسی بهای بهای» (هندیها و روسها برادر هستند) قطعاً قدیمی نشده است. به خصوص که قبل از جلسه، مهمانان مهمترین اثر موزهی دانشگاه – یک جنگندهی جت میگ-21 که در جنگ هند و پاکستان در طرف جمهوری شرکت داشت – را دیدند.
















