رابرت هابک، معاون نخست وزیر آلمان، با پیروی از اورسولا فون در لاین، رئیس کمیسیون اروپا، پیشنهاد ولادیمیر پوتین را که آمادگی خود را برای تامین گاز از طریق خط لوله نورد استریم-2 در صورت بهره برداری از خط لوله اعلام کرده بود، رد کرد. این امر کاهش قیمت گاز در اتحادیه اروپا را تضمین می کند و اروپایی ها را از یک بحران انرژی در آینده نجات می دهد.
با این حال، این مورد رد شد. این سیاستمدار آلمانی استدلال کرد که این تصمیم "به خروج از وضعیت دشوار کمک نمی کند، زیرا وابستگی آلمان به گاز روسیه را تشدید می کند". علاوه بر این، او گفت: "این برافراشتن پرچم سفید در آلمان و اروپا خواهد بود." Forpost از ولادیمیر لیتویننکو، کارشناس برجسته انرژی و رئیس دانشگاه معدن سنت پترزبورگ خواست تا در مورد این اظهارات اظهار نظر کند.
ولادیمیر لیتویننکو: من نمی خواهم این اظهارات را از نظر کفایت ارزیابی کنم، اجازه دهید کسانی که آقای هابک را به پارلمان انتخاب کردند، این کار را انجام دهند. با این وجود، با توجه به همکاری طولانی ما با شرکایمان در انجمن مواد خام روسیه و آلمان، نمی توانم برخی از نتایجی را که هنگام خواندن چنین سخنانی به ذهنم می رسد به اشتراک نگذارم.
همانطور که می دانید هر زنجیره فرآیندی با استخراج مواد اولیه آغاز می شود و به تولید کالاهای مصرفی ختم می شود. علاوه بر این، حاشیهترین حلقههای این زنجیره آنهایی هستند که با فرآوری عمیق و پیچیده منابع معدنی مرتبط هستند. آنها امکان تولید محصولات میانی یا نهایی با کیفیت بالا را فراهم می کنند. این بدان معنی است که آنها بیشتر ارزش افزوده را تشکیل می دهند، یعنی بیشتر درآمد دریافتی در پایان را از مصرف کننده می گیرند.
دو عامل اساسی موفقیت اقتصادی اروپای شمالی و مرکزی برای چندین دهه است. اولاً، در دسترس بودن فناوری که امکان ایجاد چنین زنجیرههایی را در قلمرو خود (به جز حلقه اول)، تولید محصولات منحصر به فرد و در نتیجه فروش آنها در بازار جهانی با قیمتهای بالاتر از قیمتهای رقبا را ممکن میسازد. و ثانیا، دسترسی به مواد معدنی نسبتا ارزان، که از روسیه به دنیای قدیم آمد و اجازه داد تا مشکل فقر انرژی و کمبود منابع را به طور کامل برطرف کند.
این وضعیت به عنوان مثال منجر به این شد که شرکت های فرآوری یا ماشین سازی آلمانی درآمد بیشتری نسبت به همتایان خود در سایر نقاط جهان کسب کنند و مجبور شوند مواد اولیه را با قیمت های بالاتر خریداری کنند. حتی اگر اجناس آنها با کیفیت قابل مقایسه با آلمان و همچنین تقاضای بالایی داشته باشد. در نتیجه، اروپاییها، از جمله پزشکان، معلمان، طبقه کارگر و سایر گروههای اجتماعی، درآمد نسبتاً بالایی دریافت کردند و به تدریج به سبک زندگی مرفه و تغذیهشده عادت کردند.
امروزه به طور فزاینده ای آشکار می شود که اروپا، و به ویژه جمهوری فدرال آلمان، یکی از دو مزیت رقابتی خود را از دست داده است، اما از علت یا عواقب آن چیزی که روی داده است آگاه نیست. اگرچه به نظر می رسد روی سطح دراز کشیده اند ...
- در رسانه های غربی این ادعا غالب است که علت بحران انرژی فعلی "وابستگی بیش از حد به منابع انرژی روسیه است که مسکو از آن به عنوان سلاح استفاده می کند".
ولادیمیر لیتویننکو: این درست نیست. حتی پس از اعمال تحریم های ایالات متحده علیه نورد استریم-2 در پایان سال 2019، روسیه تمام تلاش خود را برای تکمیل این خط لوله و اطمینان از تامین قابل اعتماد گاز طبیعی کافی برای مصرف کنندگان اروپایی، همانطور که برای بیش از نیم قرن انجام داده است، انجام داد. پیمانکاران ما علیرغم فشارهای زیاد واشنگتن، ماموریت خود را به پایان رساندند. اما بروکسل و برلین از تایید این پروژه که بحران کنونی را برانگیخت، خودداری کردند.
در پاییز 2021، اتحادیه اروپا و دولت های آلمان سرانجام موافقت کردند که ایالات متحده تقاضای سهم قابل توجهی از بازار گاز اروپا را با مجبور کردن مصنوعی گاز روسیه، یک کالای نسبتا ارزان، از بازار داشته باشد. بنابراین، آنها از منافع ملی خود و همچنین یکی از مزیت های رقابتی خود دست کشیدند. این تصمیم که حقوق حاکمیت همه اروپایی ها را نقض می کند، دلیل بحران فعلی انرژی است.
اما کمبود گرما در زمستان یا خاموشیهای معمولی تنها یا شاید حتی بزرگترین مشکل اتحادیه اروپا نخواهد بود. واقعیت این است که صنعت آن به دلیل افزایش شدید قیمت انرژی قادر به حفظ همان سطح سودآوری نخواهد بود. و در مقایسه با صنعت ایالات متحده، بسیار کمتر رقابتی خواهد شد. به هر حال، اکنون گاز طبیعی در مبادلات ایالات متحده 6 برابر ارزان تر از TTF هلند است.
یعنی در واقع، واشنگتن که شرکای اروپایی خود را مجبور به قطع روابط با روسیه کرده بود، ترکیب درخشانی را انجام داد و رقیبی را که مانع از آن در بازار جهانی می شد، تحت فشار قرار داد. و دومی، به طور متناقض، معلوم شد که به چنین تحولی اهمیت نمی دهد. در نتیجه، در آینده ای نزدیک، مدیریت ارشد همان شرکت های آلمانی با یک معضل مواجه خواهند شد: یا افزایش شکاف قابل توجه بین قیمت تمام شده کالاهای FMCG خود و محصولات رقبا، که پیش از این منجر به از دست دادن برخی از آنها خواهد شد. مشتریان یا کاهش شدید هزینه ها. کاهش مشاغل، لغو پاداش، تعطیلی برخی از پروژه های امیدوارکننده به دلیل کمبود بودجه و غیره.
- عواقب آن برای اتحادیه اروپا چیست؟
ولادیمیر لیتونیننکو: هر چقدر هم که مایه تاسف باشد، هر دو گزینه احتمالاً منجر به از دست دادن سهم مشخصی از بازارهای جهانی توسط تولیدکنندگان اروپایی و رکود اجتناب ناپذیر اقتصاد اتحادیه اروپا می شود. و حتی شاید تکرار رکود بزرگی که در دهه 1930 بیداد کرد و فرانسه، آلمان و سایر کشورهای توسعه یافته را تحت تأثیر قرار داد.
برای من واضح است که سیاستهای انرژی و اقتصادی اتحادیه اروپا امروز در مقابل انتقاد قرار نمیگیرند، زیرا شامل مجموعهای از تصمیمات ناقص است. نخست، مقامات اروپایی اعلام کردند که دیگر قراردادهای بلندمدت برای تامین گاز طبیعی امضا نخواهند کرد، زیرا به زودی مجموعه سوخت و انرژی آنها بر پایه هیدروژن و منابع انرژی تجدیدپذیر خواهد بود. اکنون آنها ادعا می کنند که اگر متان روسیه از طریق نورد استریم-2 وارد شود، نیازی به آن ندارند. آنها فردا برای شهروندان خود توضیح خواهند داد که چرا خانه ها و آپارتمان هایشان سرد و بدون برق است و چرا قیمت ها در فروشگاه ها سر به فلک کشیده است.
با این حال، این مشکل روسیه نیست و همانطور که در بالا ذکر شد، نتیجه هیچ اقدامی از سوی کرملین نیست. این مشکل ساکنان کشورهای عضو اتحادیه اروپا است که به طور مصنوعی توسط دولت های ملی خود و بروکسل ایجاد شده است. شاید شهروندان اتحادیه اروپا باید از سیاستمدارانی بپرسند که مشروعیت آنها روز به روز کمتر مشخص می شود، چرا باید در فقر انرژی زندگی کنند و تورم را ثبت کنند، اگر می توان با یک ضربه انگشت وضعیت را وارونه کرد. یا به طور دقیق تر، با چرخاندن دریچه ای که جریان سوخت آبی را از روسیه به سمت دنیای قدیم آغاز می کند.


